حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٠٧
ب ـ كوچ از مَشعَر الحرام [١]
٨٩٤١.امام صادق عليه السلام : پيامبر خدا ، چون از مُزدَلِفه كوچ كرد، آرام مى رفت و مى فرمود: «اى مردم! آرام ، آرام!» ، تا آن كه در وادى مُحَسَّر ايستاد» .
٨٩٤٢.مسند ابن حنبل ـ به نقل از فضل بن عبّاس ـ: دو بار، شاهد كوچ همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بودم. او كوچ كرد؛ در حالت وَقار و آرامش، و زمام شتر خود را گرفته بود [و مهار مى كرد كه تند نرود].
٨٩٤٣.تهذيب الأحكام ـ به نقل از معاوية بن عمّار ـ: امام صادق عليه السلام فرمود : «چون كوه ثَبير براى تو آشكار شود و شتر ، جاى گام خود را ببيند ، كوچ كن» . [سپس] امام صادق عليه السلام فرمود: «مردم در جاهليّت مى گفتند : ثَبير! بتاب تا غارت كنيم . منظورشان ، روشنىِ آفتاب بود . پيامبر خدا ، بر خلاف عادت اهل جاهليّت ، كوچ مى كرد . آنان ، با اسبْ تاختن و شترْ دواندن ، كوچ مى كردند؛ ولى پيامبر خدا ، بر خلاف آنان، با آرامش و وقار ، كوچ مى كرد . پس [اى معاوية بن عمّار!] با ياد خدا و طلب آمرزش ، كوچ كن . ذكر خدا را بر زبانت جارى ساز و چون به وادى مُحَسَّر رسيدى ـ كه وادى بزرگى بين مشعر و مِناست و به مِنا نزديك تر است ـ ، پس شتابان از آن بگذر ؛ زيرا پيامبر خدا ، شتر خود را در آن جا شتاباند ، در حالى كه مى فرمود : «خدايا! پيمانم را به سلامتْ بدار ، توبه ام را بپذير ، دعايم را مستجاب كن و بين آنان كه پشتِ سر نهادم و آمدم ، جانشين من باش» .
[١] اندكى پيش از طلوع خورشيد، حاجيان از مشعر الحرام ، كوچ مى كنند تا واجبات مِنا را به جاى آورند؛ يعنى رَمْى جَمَرات، قربانى و چيدن يا تراشيدن موى سر.