حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥
٨٩٠٦.كنز العمّال ـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله كعبه را طواف كرد. سپس دست بر آن نهاد و چنين دعا كرد: «خدايا! خانه، خانه توست و ما، بندگان توييم و پيشانى [و اختيار] ما، به دست توست و رفت و آمد ما، در قبضه قدرت توست. اگر عذابمان كنى، به سبب گناهان ماست و اگر ما را ببخشايى، به سبب رحمت توست. حجّ خود را بر هر كس كه راه و توانى به سوى آن داشته باشد، واجب ساختى . پس تو را ستايش ، كه براى ما اين راه [و توان] را قرار دادى. خدايا! پاداشِ سپاس گزاران را به ما روزى كن».
٨٩٠٧.شُعَب الإيمان ـ به نقل از عبد الأعلى تَيمى ـ: خديجه عليهاالسلام گفت : اى پيامبر خدا! در حالى كه خانه خدا را طواف مى كنم ، چه بگويم؟ فرمود : بگو : «خدايا! گناهان و خطاهايم را ، و عمد و اسرافم را در كارم، ببخشا ؛ زيرا اگر تو مرا نيامرزى ، هلاكم مى كنى» .
٨٩٠٨.أخبار مكّة ، ازرقى ـ به نقل از سعيد بن مُسَيّب ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله هنگام گذر از رُكن يَمانى، چنين گفت: «خدايا! به تو پناه مى برم از كفر و خوارى و تنگ دستى ، و از جايگاه هاى خوارى در دنيا و آخرت. «پروردگارا! در دنيا به ما نيكى اى عطا كن، و در آخرت هم به ما نيكى اى عطا كن و ما را از [عذاب ]آتش ، نگه بدار» » . مردى گفت: اى پيامبر خدا! اگر خيلى شتابناك باشم، چه؟ (آيا با عجله اِستِلام كنم؟) . پيامبر خدا فرمود: «[آرى،] حتى اگر شتابان تر از برق ابرها باشى!».
٨٩٠٩.أخبار مكّة ، ازرقى ـ به نقل از عثمان ـ: در روزگار پيامبر خدا، مردى ميان رُكن حجر الأسود و رُكن يَمانى، سه بار چنين مى گفت: «خدايا! تو خدايى و تو رحمانى . معبودى جز تو نيست. تو پروردگارى و پروردگارى جز تو نيست. تو بر پا ايستاده پيوسته اى هستى كه غفلت نمى كنى. و تويى كه آنچه ديدنى و ناديدنى است، آفريدى. و تويى كه بدون آموختن، هر چيز را مى دانى». پيامبر صلى الله عليه و آله از كارش باخبر شد و فرمود: «اگر چنين گفته است ـ و خدا داناتر است ـ ، او را به بهشت ، مژده دهيد و خبر دهيد كه او در ميان قوم خودش، مثل صاحب ياسين [١] در ميان قوم خود است».
[١] مقصود، مردى است كه در سوره يس (آيه ٢٠ ـ ٢٧) از او ياد شده است. او مؤمنى در ميان كفّار بود و آنان را به پيروى از پيامبران دعوت مى كرد. در كتب حديث و تفسير، از او با نام «حبيب نجّار»، ياد شده است.