حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥
د ـ چند بركت ديگر
٨٤٦٠.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ درباره فضيلت ماه رمضان ـ: ماهى است كه آغاز آن ، رحمت و ميانه آن ، آمرزش و پايان آن ، اجابت [دعا ]و آزادى از آتش است .
٨٤٦١.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كس ماه رمضان را روزه بدارد و پاك دامنى ورزد و زبانش را حفظ كند و آزارش را به مردم نرساند ، خداوند ، گناهان گذشته و آينده او را مى آمرزد و از آتش ، آزادش مى كند و در سراى ابدى جايش مى دهد و شفاعت او را به تعداد كوه هاى به هم پيوسته [١] درباره موحّدانِ گنهكار مى پذيرد .
٨٤٦٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چون شب اوّل ماه رمضان شود ، خداوند به آفريدگانش [با عنايت] مى نگرد و هر گاه خداوند به بنده اى [از روى عنايت] بنگرد ، هرگز عذابش نمى كند . و خدا را در هر شب و روزى ، هزار هزار آزادشده از آتش است . پس چون شب بيست و نهم شود ، [خداوند ،] در آن شب ، به اندازه همه آنچه در همه ماه آزاد ساخته است ، آزاد مى كند و چون شب عيد فطر شود ، فرشتگان به جنبش مى آيند و خداوند ، با فروغ خود ، تجلّى مى كند ، به گونه اى كه ستايشگران نمى توانند او را بستايند . پس [خداوند] به فرشتگان ـ در حالى كه در تدارك عيد فردايشان اند ـ وحى مى فرمايد : «اى گروه فرشتگان! پاداش كارگرى كه كار خود را كامل انجام دهد ، چيست؟» . فرشتگان مى گويند : پاداش كامل داده مى شود . خداوند متعال مى فرمايد : «شما را گواه مى گيرم كه آنان را آمرزيدم» .
٨٤٦٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : چون اوّلين شب [ماه] رمضان شود ، درهاى آسمان ، گشوده مى شوند و هيچ درى از آنها بسته نمى شود تا آن كه آخرين شب رمضان ، فرا رسد . هيچ بنده مؤمنى در شبى از آن ، نماز نمى خوانَد ، مگر آن كه خداوند براى هر سجده ، هزار و پانصد حَسَنه مى نويسد و برايش خانه اى از ياقوت سرخ كه شصت هزار در دارد ، در بهشت بنا مى كند كه براى هر درى ، قصرى طلايى و آراسته به ياقوت سرخ است . پس چون اوّلين روز [ماه ]رمضان را روزه بگيرد ، همه گناهان گذشته اش تا مثل آن روز ، آمرزيده مى شود . هر كس به [ماه] رمضان برسد ، هر روز ، هفتاد هزار فرشته از نمازِ بامداد تا آن گاه كه [خورشيد ،] پوشيده در حجاب شود ، براى او آمرزش مى طلبند ، و براى او در برابر هر سجده اى كه شب يا روز در ماه رمضان به جا آورده است ، درختى خواهد بود كه سوار ، در [امتداد] سايه آن [بايد ]پانصد سال راه برود .
[١] عبارت «رَمْلُ عالجٍ» ، كه در متن عربى حديث آمده است ، به كوه هاى به هم پيوسته اى گفته مى شود كه از يك سو به «دهناء (كوير ربع الخالى)» و از سوى ديگر به «نَجد (سرزمينى كوهستانى در شمال جزيرة العرب)» منتهى مى شوند و بسيار وسعت دارند (المصباح المنير : ص ٤٢٥) . «عوالج الرمال» نيز به معناى ماسه هايى است كه بر هم انباشته مى شوند (النهاية : ج ٣ ص ٢٨٧) .