حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥١٩
رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله اسلام آورد . چون جرير ، زيباروى بود ، به او لقب يوسف امّت ، داده بودند . وى بزرگ قومش بود . هنگامى كه جرير بر پيامبر صلى الله عليه و آله در آمد ، ايشان ، او را گرامى داشت و فرمود : «هرگاه كريمِ قومى بر شما وارد شد ، او را گرامى بداريد . .
ر . ك : رجال الطوسى : ص ٣٣ ش ١٤٨ ، اُسد الغابة : ج ١ ص ٣٣٣.
شايان ذكر است كه مسجد جرير ، در الكافى و تهذيب الأحكام و الخصال ، از مساجد نفرين شده به شمار رفته است و روايت شده كه جرير ، در روزگار امام على عليه السلام به معاويه پيوست و امام عليه السلام نيز او را نكوهش كرد و خانه اش را ويران ساخت .
جُعَيل بن زياد
او از ياران پيامبر خدا بود كه همراه ايشان جنگيده بود . در كوفه سكونت داشت . .
ر . ك : رجال الطوسى : ص ٣٤ ، ش ١٧٠ ، اُسد الغابة : ج ١ ص ٥٩٦.
حارثة بن مالك
حارثة بن مالك بن نعمان انصارى ، كسى است كه با دعاى پيامبر صلى الله عليه و آله به فيض شهادت رسيد . . ر . ك : الإصابة : ج ١ ص ٦٨٩ ش ١٤٨٣.
حُذَيفة بن يمان
ابو عبد اللّه حُذَيفة بن يمان بن جابر عَبَسى ، از ياران بزرگ و سرشناس پيامبر خدا بود . وى در جنگ بدر حضور نداشت ؛ امّا در جنگ اُحُد و ديگر جنگ ها شركت داشت . او مَحرم اسرار [و مأمور ]پيامبر خدا در ميان منافقان بود . وى يكى از كسانى بود كه بر عقيده خويش ، پايدار ماندند و با گام هاى استوار ، در كنار على عليه السلام ايستادند . حُذَيفه ، از جمله كسانى بود كه در تشييع جنازه فاطمه زهرا عليهاالسلامشركت كرد و بر پيكر پاك آن بانو ، نماز خواند . وى در روزگار عمر و عثمان ، حاكم مدائن شد . او در آغاز خلافت امير مؤمنان ، بيمار بود و با اين حال ، نتوانست از بيان فضايل و مناقب ايشان ، زبان فرو بندد . از اين رو ، با همان پيكر بيمارش بر منبر رفت و از او ستايش ها كرد و برايش بيعت گرفت و هفت و به قولى چهل روز بعد ، از دنيا رفت . .
ر . ك : رجال الطوسى : ص ٣٥ ش ١٧٨ و ص ٦٠ ش ٥١١ ، اُسد الغابة : ج ١ ص ٤٦٨.