حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٧١
١٦ / ٣٣
ابو عامر عُبَيد [١]
٨٢٢٢.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بار خدايا! عُبَيد ، ابو عامر را بيامرز... . بار خدايا! در روز قيامت ، او را فرا دستِ بسيارى از خَلقت قرار ده ... .
١٦ / ٣٤
عُروه بارِقى [٢]
٨٢٢٣.سنن الترمذى ـ به نقل از ابو لبيد ـ: عروه بارقى گفت : پيامبر خدا يك دينار به من داد تا براى ايشان گوسفندى خريدارى كنم . من براى پيامبر صلى الله عليه و آله ، دو گوسفند خريدم و يكى از آنها را به يك دينار فروختم و گوسفند ديگر را با آن دينار نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردم . عروه، داستان را براى ايشان باز گفت . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «خدا به معاملاتت بركت دهد!» . از آن پس، عروه به كُناسه [٣] كوفه مى رفت و سود بسيار به دست مى آورد. از اين رو، وى از ثروتمندترين مردم كوفه بود .
١٦ / ٣٥
عُكاشة بن مِحصَن [٤]
٨٢٢٤.التوكّل ـ به نقل از عمران بن حُصَين ـ: پيامبر خدا فرمود : «از امّت من ، هفتاد هزار نفر به بهشت مى روند ، [به شرط آن كه] خود را داغ نكنند، رُقْيه [٥] نبندند، فال نزنند، و به پروردگارشان توكّل كنند» . عكاشة بن مِحصَن برخاست و گفت : اى پيامبر خدا! دعا كن خدا مرا از آنان قرار دهد . گفت : «بار خدايا! او را از آنان قرار بده» . مردى ديگر برخاست و گفت : اى پيامبر خدا! دعا كن خدا مرا نيز از آنان قرار دهد. فرمود : «عكاشه بر تو پيشى جست» .
[١] ر . ك : ص ٥٢٣ (عبيد ابو عامر) .[٢] ر . ك : ص ٥٢٣ (عروه بارقى) .[٣] كُناسه ، نام محلّى در كوفه است. زيد بن على بن الحسين عليه السلام در همين محل به دار آويخته شد .[٤] ر . ك : ص ٥٢٣ (عكاشة بن محصن) .[٥] رُقْيَه، نوشته اى مشتمل بر دعاست كه گرفتاران و بيماران و مانند اينها ، بر خود مى بندند تا نجات يابند ، يا سِحرْ مانندى است كه با دميدن و فوت كردن ، ديوانه اى را افاقه مى كند و يا از آسيبى در امان مى دارد. عُوذه، نُشره واُخْذه ، واژه هاى هم معناى آن اند .