حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٣
٨١٥١.امام على عليه السلام : بر پيامبر خدا در مسجد وارد شدم ، در حالى كه در يكى از اتاق هايش در محلّ نمازش نشسته بود . فرمود : «اى على ! ديشب ، در همين جا كه مى بينى ، شب را به نماز گذراندم و از پروردگار بلند مرتبه ام درخواست مى كردم . هر چه از پروردگارم خواستم ، مانند آن را براى تو نيز درخواست نمودم ، و هيچ چيز از او نخواستم ، مگر آن كه عطايم فرمود ، جز آن كه به من گفته شد كه بعد از من ، پيامبرى نيست».
٨١٥٢.تاريخ دمشق ـ به نقل از عبد اللّه بن حارث ـ: به على بن ابى طالب عليه السلام گفتم : مرا از برترين مقام و منزلتت در نزد پيامبر خدا ، آگاه كن. فرمود : «آرى . يك بار من نزد او خوابيده بودم و ايشان ، نماز مى خواند . چون از نمازش فراغت يافت ، فرمود : اى على ! من هيچ چيزى از خداوند عز و جل نخواستم ، مگر اين كه به سانِ آن را براى تو نيز درخواست كردم ، و از شر به خدا پناه نبردم ، مگر اين كه از او خواستم تو را نيز از مانندِ آن ، در پناه خود درآورَد ».
٨١٥٣.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در حقّ على عليه السلام ـ: بار خدايا ! به او رحم كن و بر وى ، رحمت آور و او را نصرت ده و به واسطه او نصرت عطا كن ، و به او كمك نما و به واسطه او كمك فرما ، كه او بنده تو و لشكر پيامبرِ توست.
٨١٥٤.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در حقّ على عليه السلام ـ: بار خدايا ! دوست باش با هر كسى كه دوستِ او باشد و دشمن باش با كسى كه دشمنِ او باشد و يارى كن كسى را كه يارى اش كند و دوست بدار هر كه را دوستش بدارد.
٨١٥٥.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه من مولاى اويم ، پس على مولاى اوست . بار خدايا ! دوست باش با كسى كه دوستِ او باشد و دشمن باش با كسى كه دشمنِ او باشد.