حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٩٧
«آن جا [ بود كه ] زكريّا پروردگارش را خواند [ و ] گفت: «پروردگارا! از جانب خود، فرزندى پاك و پسنديده به من عطا كن، كه تو شنونده دعايى» . پس در حالى كه وى ايستاده بود [ و ]در محراب [ خود ] دعا مى كرد، فرشتگان، او را ندا دردادند كه: خداوند، تو را به [ ولادت ]يحيى ـ كه تصديق كننده [ حقانيت ] كلمة الله ( عيسى ) است، و بزرگوار و خويشتندار [ پرهيزنده از زنان ] و پيامبرى از شايستگان است ـ مژده مى دهد» .
«[زكريّا گفت : ...] و من پس از خويشتن، از بستگانم بيمناكم و زنم نازاست. پس ، از جانب خود، ولىّ [ و جانشينى ] به من ببخش كه از من ارث ببرد و از خاندان يعقوب [ نيز ] ارث ببرد، و او را ـ اى پروردگار من! ـ پسنديده گردان» .
«پس چون مژده رسان آمد، آن [ پيراهن يوسف ] را بر چهره او (يعقوب) انداخت، پس بينا گرديد. گفت: «آيا به شما نگفتم كه بى شك، من از [ عنايت ] خدا چيزهايى مى دانم كه شما نمى دانيد؟» . گفتند: اى پدر! براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم. گفت: «به زودى ، از پروردگارم براى شما آمرزش مى خواهم، كه او همانا آمرزنده مهربان است»» .
«چون زنِ عمران گفت: «پروردگارا! آنچه در شكم خود دارم، نذر تو كردم تا آزاد شده [ از مشاغل دنيا و پرستشگر تو ] باشد . پس ، از من بپذير كه تو خود، شنواى دانايى» . پس چون فرزندش را بزاد، گفت: «پروردگارا! من دختر زاده ام» ـ و خدا به آنچه او زاييد، داناتر بود ـ «و پسر چون دختر نيست ، و من نامش را مريم نهادم و او و فرزندانش را از شيطان رانده شده، به تو پناه مى دهم»» .
«پروردگارا! به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه روشنىِ چشمان [ ما ]باشد، و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان» .
«پروردگارا! مرا برپادارنده نماز قرار ده، و از فرزندان من نيز. پروردگارا! و دعاى مرا بپذير» .
«پروردگارا! بر دلم بيفكن تا نعمتى را كه به من و به پدر و مادرم ارزانى داشته اى، سپاس گويم و كار شايسته اى انجام دهم كه آن را خوش دارى، و فرزندانم را برايم شايسته گردان. در حقيقت، من به درگاه تو توبه آوردم و من از فرمان پذيرانم» .