حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨٥
١٦ / ٤٦
پسرى از انصار
٨٢٣٦.المعجم الصغير ـ به نقل از اَنَس ـ: روزى ، پيامبر صلى الله عليه و آله به پسركى از انصار فرمود : «كفشم را به من بده» . پسرك گفت : اى پيامبر خدا! پدر و مادرم فدايت! اجازه دهيد من آن را به پايت كنم . پيامبر خدا گفت : «بار خدايا! اين بنده ات در صدد جلب خشنودى توست . پس ، از او خشنود باش!» .
١٦ / ٤٧
مردى بخيل و ترسو و پرخواب
٨٢٣٧.الخرائج و الجرائح ـ به نقل از فضل بن عبّاس ـ: مردى گفت : اى پيامبر خدا! من شخصى بخيل و ترسو و پرخواب هستم . برايم دعا كن . پيامبر صلى الله عليه و آله دعا كرد كه خداوند ، ترسويى را از او بزدايد و سخاوتمندش گرداند و پرخوابى را از او ببرد . از آن پس، مردى سخاوتمندتر و شجاع تر و كم خواب تر از او ديده نشد .
١٦ / ٤٨
مردى يهودى
٨٢٣٨.المصنَّف ، ابن ابى شيبه ـ به نقل از قتاده ـ: مردى يهودى براى پيامبر صلى الله عليه و آله شترى را دوشيد . ايشان گفت : «بار خدايا! او را زيبا بدار» . پس، موهاى او سياه شد .