حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٨١
١٦ / ٤٢
ابو مالك هانى هَمْدانى
٨٢٣١.الطبقات الكبرى ـ به نقل از خالد بن يزيد بن عبد الرحمان بن ابى ما: وى (هانى) از يمن ، خدمت پيامبر خدا آمد و اسلام آورد . پيامبر خدا دستى به سرش كشيد و برايش دعاى بركت كرد .
١٦ / ٤٣
وائل بن حُجر [١]
٨٢٣٢.قصص الأنبياء ـ به نقل از وائل بن حُجر ـ: زمانى كه خبر ظهور پيامبر صلى الله عليه و آله به ما رسيد ، من سلطنتى شكوهمند داشتم و مردم از من فرمانبرى داشتند ؛ امّا آن همه را رها كردم و خدا و پيامبر او را برگزيدم و خدمت پيامبر خدا رسيدم . يارانش به من گفتند كه پيامبر صلى الله عليه و آله سه روز پيش از ورود من ، آمدن مرا به آنان نويد داده و فرموده بود : «وائل بن حُجر ، از سرزمينى دور دست ، از حَضرَموت، از روى علاقه به اسلام ، نزد شما مى آيد . او واپسينِ شاه زادگان است» . گفتم : اى پيامبر خدا! خبر ظهور شما به ما رسيد و من پادشاه بودم ؛ امّا خداوند بر من منّت نهاد و آن همه را رها كردم و خدا و پيامبرش را ترجيح دادم و به دينش علاقه مند گشتم . فرمود : «راست مى گويى . بار خدايا! به وائل و فرزندانش و فرزندان فرزندانش بركت عطا فرما» .
[١] ر . ك : ص ٥٢٥ (وائل بن حُجر) .