حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٦٧
٨٢١٧.الإصابة ـ به نقل از ابن عمر ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله براى ابن عبّاس دعا كرد و گفت : «بار خدايا! در او بركت قرار بده و از او [بركت] منتشر كن» .
٨٢١٨.المعجم الأوسط ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر خدا مرا در دامنش نشانيد و دستى به سرم كشيد و گفت : «بار خدايا! به او حكمت بياموز» .
١٦ / ٣١
عبد اللّه بن مسعود [١]
٨٢١٩.المعجم الكبير ـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: مشغول چرانيدن گوسفندان عُقبه بودم كه پيامبر صلى الله عليه و آله بر من گذشت و دستى به سرم كشيد و فرمود : «خدايت رحمت كند! تو پسركى دانش آموخته هستى» .
٨٢٢٠.مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابن مسعود ـ: در حال چرانيدن گوسفندان عُقبة بن ابى مُعَيط بودم كه پيامبر خدا همراه ابو بكر بر من گذشت و ... فرمود : «ميشى هست كه قوچ نديده باشد؟». ميشى را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردم . ايشان دستى به پستانش كشيد. پستان ، پُر از شير شد . آن را در ظرفى دوشيد و خود نوشيد و به ابو بكر هم نوشاند. سپس خطاب به پستان فرمود : «جمع شو» و پستان به حال اوّل باز گشت . بعد از اين ماجرا نزد ايشان رفتم و گفتم : اى پيامبر خدا! از اين گفتار ، به من بياموز. دستى به سرم كشيد و فرمود : «خدايت رحمت كند! تو پسركى دانا و دانش آموخته هستى» .
[١] ر . ك : ص ٥٢٢ (عبد اللّه بن مسعود) .