حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٥
١٦ / ٢٢
حُصَين بن اَوس [١]
٨٢٠٦.السنن الكبرى ، نَسايى ـ به نقل از زياد بن حُصَين ، درباره پدرش ـ: وى (پدرم) در مدينه نزد پيامبر صلى الله عليه و آله رفت. پيامبر خدا به او فرمود : «نزديك من بيا». او نزديك ايشان شد. پيامبر صلى الله عليه و آله دست بر گيسوان وى كشيد و نام خدا را گفت و برايش دعا كرد.
٨٢٠٧.المعجم الكبير ـ به نقل از حُصَين بن اَوس ـ: به مدينه ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمديم. من با خود ، شترى داشتم. به ايشان گفتم : اى پيامبر خدا! به اهل غائط [٢] دستور دهيد كه با من خوش رفتار باشند و كمكم كنند. پس با همراهانم برخاستيم و چون شترم را فروختم ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمدم. به من فرمود : «نزديك بيا» و دستش را بر پيشانى ام كشيد و سه بار برايم دعا كرد .
١٦ / ٢٣
حُلَيس بن زيد
٨٢٠٨.اُسد الغابة ـ در يادكرد از حُلَيس بن زيد ـ: او پس از آن كه برادرش حارث بن زيد بن صفوان ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد، نزد ايشان آمد . پيامبر صلى الله عليه و آله دستى به صورت حُلَيس كشيد و برايش دعاى بركت كرد.
[١] ر . ك : ص ٥٢٠ (حُصَين بن اوس) .[٢] غائط ، نام وادى اى است كه قرار بود وى بر آن ، وارد شود .