حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣١٥
١٦ / ٢
على و فاطمه
٨١٥٦.كفاية الطالب ـ به نقل از اَ نَس ـدر خبر ازدواج فاطمه عليهاالسلام با على عليه السلام ـ : سپس [پيامبر خدا ]فرمود : «اى على! خداوند به من دستور داد كه فاطمه را به همسرى تو درآورم و من هم ، او را با مهريه چهارصد مثقال نقره ـ اگر تو راضى باشى ـ ، به ازدواجت درآوردم» . على عليه السلام گفت : راضى ام ، اى پيامبر خدا ! آن گاه ، على عليه السلام به خاك افتاد و سجده شكر براى خداوند متعال به جاى آورد و گفت : سپاس ، خداوندى را كه مرا ، محبوب بهترينِ خلق ، محمّد پيامبر خدا ، گردانيد. پيامبر خدا فرمود : «خدا به شما دو نفر ، خير و بركت دهد و خوش بختتان كند و از شما دو تن ، نسلِ پاك فراوانى پديدار سازد!».
٨١٥٧.امام على عليه السلام : پيامبر خدا ، مرا تزويج كرد . سپس نزدم آمد و دستم را گرفت و فرمود : «به نام خدا ، برخيز و بگو : به اميدِ بركت خدا ، و خواست خداست ، و هيچ نيرويى نيست ، مگر به مدد خدا . به خدا توكّل كردم». و چون مرا آورد و كنار فاطمه عليهاالسلام نشانيد ، گفت : «بار خدايا! اين دو ، محبوب ترينِ خلق تو نزد من اند . به نسل ايشان ، بركت عطا فرما و از جانب خود ، بر اين دو نگهبانى بگمار . من ، اين دو و فرزندانشان را از گزند شيطان ، در پناه تو درآوردم».
٨١٥٨.المعجم الكبير ـ به نقل از ابن عبّاس (در بيان ازدواج فاطمه عليها: سپس ، پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمه عليهاالسلامرا صدا زد و مُشتى آب برگرفت و بر سرِ او و مُشتى هم ميان سينه اش ريخت . سپس ، مقدارى آب به پوست على و فاطمه پاشيد . آن گاه ، فاطمه را در آغوش گرفت و گفت : «بار خدايا ! اين ، از من است و من ، از اويم . بار خدايا! همچنان كه پليدى را از من زُدودى و پاكم نمودى ، اين را نيز پاك گردان». بعد ، ظرف آب ديگرى خواست و على عليه السلام را صدا زد و با او نيز چنين كرد . سپس ، همچنان كه براى فاطمه عليهاالسلامدعا كرده بود ، براى او نيز دعا كرد . آن گاه به آن دو فرمود : «برخيزيد و به خانه خود برويد . خداوند ، شما را با هم بدارد و به زندگى تان بركت دهد و خاطرتان را آسوده بدارد !». سپس ، برخاست و با دست خود ، در را به روى آنها بست.