شناخت نامه کليني و الکافي - قنبری، محمد - الصفحة ٢٤١
لكن اين جهات و علل ديگر [١] موجب شد كه از آن ترجمه و شرح سلب اعتماد گشت. ٤. شرح بعضى از احاديث كافى و از اين قسمت دو كتاب را ذكر نموده است: الف. كتاب حثيث الفلجة فى شرح حديث الفرجة تأليف سيد بهاء الدين محمد بن محمد باقر حسينى مختارى از علماء اوائل قرن دوازدهم. ب. كتاب هداية النجدين وتفصيل الجندين رساله اى است در شرح حديث جنود عقل و جهل اصول كافى. ٥. مختصر كافى و آن منحصر به كتاب محمد جعفر بن محمد صفى ناعسى است و يك نسخه خطى آن در كتابخانه اهدائى سيد محمد مشكات استاد دانشگاه است. ٦. تحقيقاتى كه راجع به بعضى از جهات كتاب كافى شده است و از اين قسمت ده كتاب ذكر مى كند. اينها پنجاه كتاب تمام است كه در اطراف كتاب كافى نوشته شده است كه بيشتر آنها عربى يا چاپ نشده است و ترجمه و شرح فارسى چاپ شده غير از همان دو كتابى كه در شماره ٣ توضيح داديم به نظر نمى رسد.
سبك فكر و اسلوب نگارش اين كتاب
به عقيده ما در ميان پنجاه تأليفى كه درباره كتاب كافى شده است، از لحاظ شرح و توضيح مطالب و حل مشكلات و استدلال بر مطالب نظرى آن چهار شرح امتياز و شهرت دارد: ١. شرح صدر المتألهين معروف به ملّاصدراى شيرازى است كه چاپ شده آن مقدار ٥٠٠ حديث از اصول كافى است و طبق مذاق آن مرحوم احاديث و اخبار با عينك فلسفه و عرفان ملاحظه شده است. ٢. كتاب وافى تأليف ملّا محسن فيض كاشانى شاگرد صدر المتألهين است كه يكى
[١] در جلد دوم كتابش ص ٥ ـ ٦ به اعلام و اساطين مذهب تشيع: شيخ مفيد، علّامه حلى، مرحوم مجلسى تندى كرده و مخصوصا نسبت به شيخ مفيد جمله اى گفته است كه گمان ندارم هيچ مسلمانى آن نسبت را براى آن بزرگ دانشمند بپسندد، و در مجلد اول ص ٦٠ ـ ٥٦ نسبت به مرحوم صدر المتألهين و فيض كاشانى و علّامه مجلسى رحمهم الله هم سوء تعبيراتى دارد.[٢] در ج ١، ص ١٩ در كلمه «وما يضمر النبى» ماء موصوله را به ماء نافيه اشتباه كرده است و در ص ١٢١ «لم» تعليلية را «لم» نافيه خيال كرده است و در دو صفحه بعد كلمه «اعمى» افعل تفضيل ترجمه كرده است تنها در نيمى از جلد اول كتابش علاوه بر آنچه گفتيم به صفحات ٧٠ ـ ٧٩ ـ ١٠٨ ـ ١٥٥ ـ ١٦٣ ـ ١٦٦ ـ ١٧٨ ـ ٢١١ ـ ٢٣٩ ـ ٢٥٢ ـ ٢٦٦ مراجعه كنيد و قضاوت نماييد.[٣] مانند توجيهاتى كه در تطبيق احاديث با علوم عصر جديد دارد و ما اين موضوع را قبلاً توضيح داديم.