زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤
محزون فرمود: «هان! به هوش باشيد كه دست از ريسمان اطاعت برگرفتهايد. و با تجديد رسوم جاهليت دژ محكم الهى را در هم شكستهايد ... آگاه باشيد! كه پس از هجرت، [دوباره] همچون اعراب باديه نشين شدهايد، و بعد از اخوّت و برادرى و اتحاد و الفت به احزاب مختلف تقسيم گشتهايد، از اسلام بهنام آن اكتفا كردهايد و از ايمان جز تصوّر و ترسيمى از آن چيزى نمىشناسيد گويا مىخواهيد با هتك حريم الهى و نقض پيمانى كه خداوند آن را مرز قانون خويش در زمين و موجب امنيت مخلوقش قرار داده، اسلام را وارونه كنيد ...!» «١» تشديد جريان رجعت وقتى مفسّر و مدافع قرآن كريم على بن ابىطالب عليه السلام از حق خود يعنى حكومت محروم شد و اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله مهجور شدند، جريان رجعت سرعت يافت و در طول بيست و پنج سال خلافت خلفاى سهگانه انحرافات و بدعتهاى زيادى پديد آمد. لذا هنگامى كه على عليه السلام زعامت جامعه را پذيرفت، اصلاحات داخلى را بر هر امر ديگرى ترجيح داد. لكن جبهه نفاق در عصر خلفا، مخصوصاً زمان عثمان در پرتو قدرت سياسى توانسته بود قدرت اقتصادى و نظامى قابل توجّهى به دست آورد. بهمين جهت با ايجاد جنگهاى داخلى و مشكلات ديگر مانع اصلاحات على عليه السلام گرديد و با شهادت مظلومانه آن رادمرد الهى، برنامههاى اصلاحى او ناتمام ماند. و با استيلاى بنىاميّه بر جهان اسلام، جبهه نفاق با قدرت بيشترى جامعه را بهسوى انحطاط و تباهى سوق داد؛ و در اواخر حكومت معاوية بن ابىسفيان فساد و تباهى به اوج خود رسيد و بسيارى از عقايد و خلق و خوهاى جاهلى احيا گرديد و سنّت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و قرآن كريم رو به زوال نهاد. لذا امام حسين عليه السلام براى احياء دين اسلام و سنن بر باد رفته آن، قيام كرد. و فرمود: «من شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبرش فرا مىخوانم، زيرا سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله از