زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٨٣
خودش مىدانست و ريختن خون وى را حرام مىشمرد.
امير مؤمنان عليه السلام در اين باره مىفرمايد: «آرى پيامبر بر حسب مأموريتى كه داشت رسالتهاى پروردگارش را ابلاغ نمود. پس خداوند بهوسيله آن حضرت شكافهاى ناشى از اختلاف را پر كرد و ميان خويشاوندان همبستگى و الفت به وجود آورد. آنهم در پى شعلههاى عداوتى كه در سينهها افروخته شده بود و كينههاى نهفتهاى كه هر آن در دلها جرقه مىزد.» «١» مولوى در مورد صلح و صفايى كه بين دو قبيله اوس و خزرج به بركت اسلام پديد آمد چنين مىگويد:
دو قبيله كاوس و خزرج نام داشت يك ز ديگر جان خون آشام داشت كينههاى كهنهشان از مصطفى محو شد در نور اسلام و صفا اولًا اخوان شدند آن دشمنان همچو اعداد عنب در بوستان و ز دَمِ «المؤمنون اخوة» به پند در شكستند و تن واحد شدند آفرين بر عشق كل اوستاد صد هزاران ذرّه را داد اتّحاد همچو خاك مفتَرق در رهگذر يك سبوشان كرد دست كوزهگر «٢» اسلام با زشت خواندن كينه و عداوت افراد مؤمن نسبت به يكديگر، آنها را به محبّت و خيرخواهى ترغيب نمود و اساساً خيرخواهى براى ديگران را شرط ديندارى شمرد «٣» و بهترين بندگان خدا را مفيدترين آنها به مردم دانست. «٤» و با بيانى زيبا فرمود «اجْعَلْ نَفْسَكَ ميزاناً فيما بَيْنَكَ وَ بَيْنَ غَيْرِكَ، فَأَحْبِبْ لِغَيْرِكَ ما تُحِبُّ لِنَفْسِكَ، وَ اكْرَهْ لَهُ ما تَكْرَهُ لَها، وَ لا تَظْلِمْ كَما لا تُحِبُّ أنْ تُظْلَمَ، وَ احْسِنْ كَما تُحِبُّ أَنْ يُحْسَنَ الَيْكَ» «٥»