زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٣
امّا اسلام حاكم و سرپرست اجتماع را «امين» و «نگهبان» اجتماع معرّفى كرد و حكومت عادلانه را نوعى امانتدارى شمرد.
على عليه السلام در نامهاى كه به استاندار آذربايجان نوشته است اين حقيقت را بهخوبى تبيين كرده است: «مبادا گمان كنى حكومتى كه به تو سپرده شده است يك شكار است كه به چنگ افتاده است. خير! امانتى است كه بر گردنت گذاشته شده و مافوق تو از تو رعايت و نگهبانى و حفظ حقوق مردم را مىخواهد. تو را نرسد كه به استبداد و دلخواه، در ميان مردم رفتار كنى.» «١» و در بخشنامهاى كه براى مأمورين جمعآورى ماليات ارسال فرمود، چنين آمده است: «نسبت به مردم مهربان و با محبّت باش، مبادا مانند يك درنده كه دريدن و خوردن آنان را فرصت مىشمارد رفتار كنى كه مردم تو يا مسلمانند و برادر دينى تو و يا غير مسلمانند و انسانى مانند تو » «٢» دورى از تشريفات پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بهعنوان حاكم و زعيم جامعه اسلامى به هيچ وجه انتظار نداشت از نظر وضع ظاهرى با ساير مسلمانان تفاوت داشته باشد. به همين جهت حضرت صلى الله عليه و آله جلسات خود را مدوّر (دايره شكل) بر پا مىكرد تا بالا و پايين نداشته باشد و لباسش نيز تفاوتى با اصحابش نداشت. لذا اگر غريبى بر مجلس او وارد مىشد و حضرت صلى الله عليه و آله را از قبل نمىشناخت از روى وضع ظاهرى و موقعيّت مكانى، پيامبر صلى الله عليه و آله را نمىشناخت. او خود مىفرمود: «من نه شاهم و نه ديكتاتور، بلكه پسر زنى هستم كه در مكّه از گوشت خشكيده [غذاى معمولى مردم] تغذيه مىكرد.» «٣» و خليفه رسولالله صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود: «با من آن سان كه با جبّاران و ستمگران