زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٢
گاهى همين فخر فروشى به درگيرى و خونريزى بين قبيلهها نيز مىانجاميد.
صاحب بلوغ الارب مىنويسد: «فخر همانا مباهات و تفاخر به اشياء خارج از وجود انسان است و نزد خردمند فخر فروشى نهايت حماقت است و اين حالت در عرب جاهلى رايج بوده است.» «١» در جاهليت جلساتى منعقد مىشده است كه محور آن تفاخر و تعاظم به حسب و نسب قبايل نسبت به يكديگر و طعن و هجو يكديگر بوده؛ كه معمولًا قبيله مغلوب براى جبران حقارت و شكست خود دست به ستيز و پيكار مىزده است. «٢» و عدّهاى نيز تحت عنوان حاكم و قاضى در جاهليّت، جهت حلّ مشاجرات و درگيرىهاى قبيلهاى (كه بهخاطر برترىجويى و مجد و علوّ قبايل نسبت به يكديگر ايجاد مىشد) انجام وظيفه مىكردهاند كه از جمله آنها اكثم بن صيفى بن رياح، حاجب بن زرارة بن عدس تميمى و ابوعيينه تميمى بودهاند. «٣» رسوبات اين خلق و خوى، در عصر خلافت على عليه السلام نيز بوده است كه حضرت مىفرمايد:
«اللَّه اللَّهَ فى كِبْرِ الْحَمِيَّةِ وَ فَخْرِ الْجاهِلِيَّةِ.» «٤» از فخرفروشى به رسم جاهلى و تكبّر برحذر باشيد.
تفاخر و تكاثرطلبى عرب جاهلى به جايى رسيد كه دو قبيله بنىسهم و بنىعدنان به قبرستان رفتند و قبرها را نيز شمردند! آلوسى مىنويسد: «بنوسهم و بنوعدنان نسبت به يكديگر فخر فروشى مىكردند و هر طايفه از آنها مىگفت: «نَحْنُ اكْثَرُ سَيِّداً وَ اعْظَمُ رِجالًا وَ اعَزُّ نَفَراً.» وقتى طايفه عدنان غلبه كرد بنىسهم به شمارش مردهها پرداختند و از اين طريق كثرت خودشان را اثبات