زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٩٠
خط نداشتن و با همه گروهها كنار آمدن، سازشكارى و محافظهكارى كردن.
ائمه عليهم السلام چون داراى استراتژى مشخّصى بودند هرگز درباره دينشان با كسى سازش نمىكردند. «١» على عليه السلام فرمود:
«انَّ الْمُؤْمِنَ اعَزُّ مِنَ الْجَبَلِ، الْجَبَلُ يَسْتَقِلُّ مِنْهُ بِالْمِعْوَلِ وَالْمُؤْمِنُ لْا يَسْتَقِلَّ مِنْ دينِهِ شَىءٌ». «٢» مؤمن از كوه محكمتر است، زيرا كوه به وسيله كلنگ كنده مىشود ولى از دين مؤمن ذرّهاى نمىشود كند.
على عليه السلام در ميدان عمل اين مطلب را ثابت كرد. پس از كشته شدن عثمان و بيعت مردم با حضرت عليه السلام و استنكاف معاويه از بيعت، به او نوشت:
امّا اينكه خواستهاى شام را به تو واگذارم! (آگاه باش) من چيزى را كه ديروز از تو منع كردم امروز به تو نخواهم داد. و اما اينكه نوشتهاى جنگ همه عرب را جز اندكى به كام خود فرو برده بدان آن كس كه بر حق بوده جايگاهش بهشت است و آنكس كه براه باطل (در كام جنگ فرو رفته) در آتش است. «٣» مغيرة بن شعبه و ابن عباس به على عليه السلام گفتند: «كارگزاران عثمان را باقى بگذار تا قدرت يابى، آنگاه آنان را عزل كن.» اما حضرت عليه السلام فرمود: «سازش با منافق و فاسد يك لحظه هم ممكن نيست.» «٤» به همين جهت على عليه السلام كلّيه عمّال عثمان را از شهرها و استانها عزل كرد. يعقوبى مىنويسد: «عَزَل علىٌ عُمّالَ عُثمانَ عَنَ البُلْدانِ الَّا ابى مُوسى الْاشْعَرى.» «٥» عدم سازش با كفر و نفاق و صلابت در هدف، شيوه پيامبران و اولياى الهى بودهاست.