زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٦
بنوشان و نغمه بخوان چرا كه مرا با مناجات (خدا) دوستى و الفتى نيست. اى عَليّه داستان جد بزرگوارم ابوسفيان براى من بخوان، آن هنگامى كه (براى جنگ با مسلمانان) به احُد رفته بود (و آن چنان در برابر محمّد صلى الله عليه و آله مقاومت كرد و از مسلمانان كشت) كه محمد عدّهاى را گماشت كه بر كشتگان مسلمانان بگريند! اى عليّه، نزد من آى و به من مِى بنوشان، همان مِى كه تشنگان را خوش آيد و از انگورهاى شام باشد! اى عليّه، آنگاه كه ما به گذشته [در دوران جاهليت] واپس مىنگريم. شراب را پى در پى حلال مىبينيم! اى ام احيّم «١» پس از مرگم، شوهر اختيار كن و آرزوى ملاقات مرا [در دنياى ديگر] در دل مدار؛ زيرا آنچه درباره قيامت و روز رستاخيز گفتهاند، سخنان تاريك و باطلى است ...!» «٢» علاوه بر اينكه يزيد در موارد متعدّد علناً شرك و كفر خود را اظهار مىدارد رفتار و كردار او نيز گواه اين مدّعاست. يزيد بيش از سه سال حكومت كرده است. سال اوّل خاندان امام حسين عليه السلام و آن حجت خدا را به شهادت رساند. سال دوّم مدينة الرّسول را قتل عام و غارت نمود و سال سوّم كعبه (خانه خدا) را به منجنيق بست. «٣» بدون ترديد هيچ يك از اين جنايتهاى فجيع از انسان موحّد و مسلمان صادر نمىشود.
سبط بن جوزى در اين باره مىنويسد: «صالح فرزند احمد بن حنبل مىگويد: من به پدرم گفتم كه مردم ما را به دوستىِ يزيد نسبت مىدهند. پدرم گفت: فرزندم آيا ممكن است كسى داراى ايمان باشد و با اين حال يزيد را دوست بدارد؟! گفتم: پس چرا او را لعن نمىكنى؟ پدرم گفت: چگونه او را لعن نكنم كسى را كه خداوند در كتاب خود او را لعنت كرده است؟! گفتم: در كجاى قرآن خداى متعال يزيد را لعن نموده؟ پاسخ داد آنجا كه مىفرمايد: «فهَلْ عَسَيْتُمْ انْ تَوَلَّيْتُمْ انْ تُفْسِدُوا فِى الْارْضِ وَ تُقَطِّعُوا ارْحامَكُم اولئِكَ الَّذينَ لَعَنَهُم اللَّهُ فَاصَمَّهُمْ وَ اعْمى ابْصارَهُمْ» «٤» فرزندم آيا فسادى بزرگتر از قتل نفس و كشتن (بر