زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧١
اينك بايد فاتحه اسلام را خواند كه مسلمانان به فرمانروايى مانند يزيد گرفتار شدهاند.
هنگامى كه يزيدِ متجاهرِ به فسق و جور در مسند خلافت نشست؛ مبارزه با قرآن كريم و سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله به مرحله جديدى وارد شد؛ و شكل علنى به خود گرفت.
لذا خطر اضمحلال دين، جدّى شد. شهيد مطهّرى قدس سره در اين زمينه مىگويد: «فرق است بين خليفهاى كه شخصاً ناصالح است ولى امور را دُرست مىچرخاند و بين خليفهاى كه وجودش عليه مصالح مسلمانان است. در زمان امام حسين عليه السلام عمده اين بود كه مدار خلافت اسلامى تبديل به سلطنت جائرانه و ظالمانه و مترفانه و فاسقانه عربى شده بود و اگر امام حسين عليه السلام قيام نمىكرد خطر اين بود كه بساط اسلام از طرف مردم با انقلاب ممالك فتح شده برچيده شود.» «١» فرق يزيد با پدرش معاويه در اين بود كه آنچه معاويه مخفيانه انجام مىداد او آشكارا مرتكب مىشد؛ لذا تأثير اجتماعى آن به مراتب بيشتر بود. مسعودى مىنويسد: «در اثر تظاهر يزيد به گناه در بين مردم و عمّال و كارمندان حكومت در عصر وى فسق و فجور شايع گرديده بود حتى در مكّه و مدينه (كه دو شهر مذهبى و مقدس بودند) غنا و استعمال آلات لهو و نوشيدن شراب علناً انجام مىگرديد.» «٢» با سلطنت يزيد بن معاويه بدعتها و گمراهىها آشكار گرديد. و قرآن كريم و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله به فراموشى سپرده شد. بههمين جهت امام حسين عليه السلام در نامه خود به مردم بصره مىفرمايد:
«انَا ادْعُوكُمْ الى كِتابِ اللَّهِ وَ سُنَّةِ نَبِيِّهِ فَانَّ السُّنَّةَ قَدْ اميتَتْ وَالْبِدْعَةَ قَدْ احْيِيَتْ ...» «٣» من شما را به كتاب خدا و سنّت پيامبرش صلى الله عليه و آله دعوت مىكنم. زيرا در شرايطى واقع شدهايم كه ديگر سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله (يكسره) از ميان رفته و جاى آن را بدعت فرا گرفته