زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٩
تهديد كن بطورى كه خيال كنند راهى براى نجات ندارند. آنگاه دست از آزار آنها بردار، ولى از آنها براى من بيعت بگير، و هر كس از بيعت خوددارى كرد بكش، و شيعيان على را در هر جا كه هستند از دم تيغ بگذران!» «١» «بُسر بن ارطاة» به مدينه و مكه حمله كرد و غير از افرادى كه سوزانيد سىهزار نفر را به قتل رسانيد! «٢» همچنين «بسر» در يمن افراد زيادى را به خاك و خون كشيد كه از جمله آنها، فرزندان معصوم و كوچك عبيدالله بن عباس بودند. «٣» و بر اهل جيشان «٤» كه از شيعيان على عليه السلام بودند حمله برد و بسيارى از آنها را قتل عام كرد و بار ديگر به صنعاء برگشت و بيش از صد پيرمرد را به قتل رسانيد. «٥» و معاويه به سفيان بن عوف عامدى هنگام اعزام به منطقه عراق گفت: «سفيان! به عراق حملهور شو؛ و اهل عراق را مرعوب ساز. هر كس را ديدى كه با تو هم عقيده نيست بكش! و به هر آبادى كه رسيدى ويران كن و اموال آنها را نابود ساز، چون نابودى و از بين رفتن مال و ثروت براى مردم، مانند قتل، تلخ و ناگوار، و بلكه از قتل نيز دردناكتر است.» «٦» و به فرمانده ديگرش، «ضحّاك بن قيس فِهرى»، گفت: «به منطقه كوفه برو هر عربى را ديدى كه مطيع و دوستدار على است بكش». ضحّاك اموال مردم را غارت كرد و عربها را از دم تيغ گذراند تا به «ثعلبيه» رسيد و در آنجا به يك كاروان حج برخورد و اموال آنها را به غارت گرفت. در راه حجّ نزديك «قطقطانه» به «عمر بن عميس بن