زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٤٢
وى نقل مىكرد كه به فضيلت او هم مربوط نبود بلكه به احكام دينى مربوط مىشد جرأت نام بردن او را نداشت و مىگفت: ابوزينب روايت كرده است.
بنابراين احاديثى كه در فضيلت او وارد شده است اگر در شهرت و كثرت در حدّ اعلايى نمىباشد، بهخاطر سياست بنىاميه بوده است كه اگر خداى تعالى سرّى در اين مرد قرار نداده بود كه اهلش خوب مىدانند، هيچ حديثى در فضيلت او گفته نمىشد و از مناقب او چيزى روشن نمىگشت.» «١» معاويه به اينكه فضايل على عليه السلام و فرزندانش منتشر نشود قانع نبود بلكه دستور داد احاديثى را در ذمّ حضرت عليه السلام جعل كنند. معاويه گروهى از اصحاب و گروهى از تابعان را گماشت تا اخبار زشتى را درباره على عليه السلام نقل كنند كه باعث دورى مردم از اهل بيت عليهم السلام شود و براى اين افراد امتيازاتى قائل شد تا ديگران نيز به اين امر تشويق شوند. «٢» همين مهجوريت اهل بيت عليهم السلام يكى از دلايل عمده موفقيّت معاويه در به خدمت گرفتن تازه مسلمانان شام بود. آنها اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله را نمىشناختند و اين بىاطلاعى، با سياستهاى معاويه بيشتر شد.
در اثر تبليغات كذب، مردمِ شام بنىاميّه را اهل بيت پيغمبر مىدانستند! عبدالله بن على وقتى از شام برگشت گفت: «انَّهُمْ ما عَلِمُوا لِرَسُولِ اللَّهِ صلى الله عليه و آله قِرابةً وَ لا اهلِ بيْتٍ يَرِثُونَه غَيرَ بَنى امَيّةٍ ...» «٣» ؛ آنها براى پيامبر صلى الله عليه و آله اهل بيت و بستگانى غير از بنىاميّه نمىشناسند.» همچنين مسعودى مىنويسد: «از يكى از بزرگان اهل شام كه اهل رأى و عقل بود سؤال شد. اين ابوتراب كيست كه اين خطيب او را لعن مىكند. جواب داد: من فكر مىكنم يكى از دزدان فتنهانگيز باشد.» «٤» اينكه بعد از شهادت حضرت على عليه السلام عدّهاى گفتند: «آيا على [عليه السلام] هم نماز