زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٥
پيغمبر صلى الله عليه و آله است) به خود اختصاص و حلال و حرام و اوامر و نواهى خداوند را تغيير دادهاند.
معاويه به هيچ حقيقتى پايبند نبود و تلاش مىكرد مردم را از تحت بندگى خدا به بردگى خود درآورد. او تمام خصلتهاى يك پيشواى باطل را دارا بود. فساد و تباهى از وجودش و خاندانش و حمايت كنندهگانش مىباريد. او مصداق بارز اين آيات قرآن كريم بود كه خداى متعال مىفرمايد: «ما آنها را (ستمگران) پيشوايانى قرار داديم كه (مردم را) به دوزخ فرامىخوانند و روز قيامت يارى نخواهند شد.» «١» «آنها قلب دارند ولى درك نمىكنند و چشم دارند اما نمىبينند. و گوش دارند لكن نمىشنوند آنها همانند چهارپايان بلكه بدتر از آنها هستند» «٢». «آنان كوشش مىكنند ديگران را از راه حق باز دارند و به انحراف بكشانند. آخرت را نيز انكار كردهاند و نپذيرفتهاند.» «٣» معاويه سردمدار نيروهاى مرتجع بود كه با تمام وجود تلاش مىكرد جامعه اسلامى را به عقب برگرداند. على عليه السلام درباره او و حاميانش فرمود: «به هوش باشيد كه دست از ريسمان اطاعت برگرفتهايد و با تجديد رسوم جاهليت دژ محكم الهى را در هم شكستهايد ...» «٤» و امام حسين عليه السلام در آستانه قيام خود فرمود:
«پيشامد ما همين است كه مىبيند؛ جدّاً اوضاع زمان دگرگون گرديده، زشتىها آشكار و نيكيها و فضيلتها از محيط ما رخت بربسته است از فضايل انسانى چيزى باقى نمانده است مگر اندكى مانند قطرات ته مانده ظرف آب. مردم در زندگى ننگين و ذلتبارى بهسر مىبرند كه نه به حق عمل و نه از باطل روگردانى مىشود. شايسته است كه در چنين محيط ننگين، شخص با ايمان و با فضيلت فداكارى و جانبازى كند و بهسوى فيض ديدار پروردگارش بشتابد. من در چنين محيط ذلتبارى مرگ را جز