زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣١
طرفداران على عليه السلام به منطقه حجاز و يمن اعزام نمود. «١» بنابراين يكى از علل قدرت يافتن بنىاميّه، به مسائل داخلى جامعه اسلامى در عصر حاكميت على عليه السلام باز مىگردد.
فقر فرهنگى بنىاميّه از جهل و نادانى تازه مسلمانان شام به خوبى بهره جستند. مردم شام علاوه بر جديدالاسلام بودنشان، از آگاهى بسيار كمى برخوردار بودند. آنها اهل بيت پيغمبر را نمىشناختند و از اسلام اطّلاعات بسيار محدودى داشتند. به همين جهت معاويه هسته مركزى تشكيلات حكومتى خود را از اين مردم غافل و جاهل برگزيد.
مسعودى در مروج الذّهب مىنويسد: «يكى از دوستان اهل علم گفت: ما درباره ابوبكر و عمر و على و معاويه بحث مىكرديم، عدّهاى ناظر مباحثه بودند؛ يكى از آنها كه عاقلترين آنها بود گفت شما درباره ابوبكر و عمر و ... چه مىدانيد من پرسيدم شما درباره آنها چه فكر مىكنيد؟ جواب داد آيا على پدر فاطمه نبود؟ گفتم فاطمه كيست؟
گفت همسر پيغمبر و دختر عايشه خواهر معاويه. گفتم حكايت على چه بوده است؟
گفت: در جنگ حنين با پيغمبر كشته شد.» «٢» مردم شام چنان در بىخبرى بهسر مىبردند كه بنىاميّه را تنها وارثان پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىدانستند عبدالله بن على وقتى از شام برگشت گفت: «اهل شام براى پيامبر صلى الله عليه و آله اهل بيت و خويشاوندى كه از او ارث ببرد غير از بنىاميّه نمىشناسند.» «٣» حكومت حزب اموى، در واقع بر همين عقبافتادگى مردم شام پايه نهاده شده بود و به همين جهت معاويه همواره مراقب بود تا مبادا از مخالفان خلفاى اموى كسى وارد شام