زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣
البته اين ارتجاع دور از انتظار نبود؛ زيرا علاوه بر اينكه مشركين بهطور كلّى در حجاز ريشه كن نشدند تعدادى از صحابه پيامبر صلى الله عليه و آله نيز تظاهر به اسلام مىكرده و ايمان واقعى به رسالت حضرت صلى الله عليه و آله نياورده بودند. اصولًا در هر انقلاب فرهنگى، سياسى و اجتماعى چنين پديدهاى قابل پيشبينى است؛ زيرا در هر نهضتى اوّلًا تحول اعتقادى- اخلاقى در افراد به كمال نمىرسد، ثانياً همه افراد، مشمول تحوّل نمىشوند در نتيجه هم بقاياى آثار اعتقادى- اخلاقى گذشته تا حدّى در فرد مؤمن باقى مىماند و هم عناصر تحوّلناپذير نقش ايفا مىكنند و زمينه بازگشت جامعه به نظام پيشين را فراهم مىنمايند.
بىتوجّهى عدّهاى از مسلمانان صدر اسلام به جريان غدير خم و ولايت على عليه السلام و تشكيل سقيفه بنىساعده به همين دلايل بوده است و امام باقر عليه السلام در اين باره فرمود:
«انَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله عليه و آله لَمَّا قُبِضَ صارَ النَّاسُ كُلُّهُمْ اهْلَ جاهِليَّةٍ الَّا اربَعَةً، عَلِىٌّ وَالْمِقدادُ وَ سَلْمانٌ و ابُوذَرٌ ...» «١» هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا رفت همه مردم به جاهليت برگشتند. بجز چهار نفر:
على، مقداد، سلمان و ابوذر كه بر دين اسلام استوار باقى ماندند.
عمر بن ثابت نيز مىگويد از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: «بعد از رحلت پيامبر خاتم صلى الله عليه و آله همه مردم به جاهليت برگشتند مگر سه نفر: سلمان، مقداد و ابوذر. گر چه غير از اينها نيز سى و هفت نفر نزد على بن ابىطالب آمدند و اعلام وفادارى با او نمودند، ليكن وقتى حضرت عليه السلام از آنها خواست كه (به نشانه وفادارى) فردا سرهاى خود را بتراشند و آماده فداكارى شوند بجز اين سه نفر كسى نيامد حتى عمّار بن ياسر نيز بعد ازظهر آمد. لذا حضرت عليه السلام به آنها فرمود: برگرديد كه نيازى به شما ندارم! شما در تراشيدن موهاى سر خود مرا اطاعت نكرديد چگونه ممكن است از جان خود در اين جهت بگذريد؟! برويد حاجتى به شما نيست». «٢» و على عليه السلام بعد از جريان سقيفه با قلبى