زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٦
خوردن اموال خدا دست از آستين برآوردند امّا! عاقبت بافتههايش (براى استحكام خلافت) پنبه شد و كردار ناشايستش كارش را تباه ساخت و سرانجام شكمخوارگى و ثروتاندوزى براى هميشه نابودش ساخت.» «١» ابن ابىالحديد مىگويد: «اين تعبيرات از تلخترين تعبيرات است و به نظر من از شعر معروف حُطيئه كه گفته شده است هجوآميزترين شعر عرب است، شديدتر است.» «٢» در حكومت خليفه سوّم بدعتها و نقض احكام خدا آن قدر اوج مىگيرد كه فرياد امر به معروف و نهى از منكر از هر سو بلند شده بسيارى از مهاجران و انصار از ا ينكه جامعه اسلامى بهسوى ارزشهاى عصر جاهلى سوق داده شده و تعصّب قومى و نژادى به تمام معنا احياء گرديده است شكوه مىكنند او حكومت را بهمعناى استعباد ديگران و استثمار آنها تلقّى مىكرد و لذا تا حدّى كه مىتوانست در راه زراندوزى و تصرّف ناروا در بيتالمال حركت كرد و استاندارانش بزرگترين كاخها را بنيان نهادند. عثمان براى اوّلين بار در دنياى اسلام يك رژيم مبتنى بر اشرافيت را برقرار ساخت. «٣» حاكميت امويان وقتى عثمان زمام امور خلافت را بهدست آورد بستگانش را دور خود فرا خواند.
حكم بن ابىالعاص را از تبعيد خارج كرد و به مدينه آورد. «٤» همانكه پيامبر صلى الله عليه و آله او را طرد