زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٠
غصب فدك خلفا علاوه بر محروم ساختن فاطمه عليها السلام از ارث پيامبر صلى الله عليه و آله، فدك را نيز از او ستاندند.
فدك منطقهاى بود كه اهالى آن بدون درگيرى و جنگ تسليم پيامبر صلى الله عليه و آله شدند و نصف اراضى خود را به آن حضرت صلى الله عليه و آله بخشيدند. وقتى آيه «و آتِ ذَا القُرْبى حَقَّهُ»؛ (حق خويشان خود را به آنها پرداخت كن.) نازل شد، پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فدك را به فاطمه عليها السلام بخشيد. «١» وقتى ابوبكر به خلافت رسيد، حق فاطمه عليها السلام را تصاحب كرد و فريادهاى آن حضرت عليها السلام و همسر گرامىاش نيز به جايى نرسيد.
آيا ممكن است فاطمه زهرا عليها السلام با آن مقام بلند و قدسى كه دارد ادّعاى خلاف نموده باشد؟! اگر ابوبكر او را راستگو مىدانست پس چرا به سخنان او اعتنا نكرد.
ابن ابىالحديد روزى همين پرسش را از استادش فارقى پرسيد او تبسّمى كرد و سپس گفت: «اگر ابوبكر آن روز «فدك» را به مجرد ادّعاى زهرا عليها السلام به وى داده بود فردا برمىگشت و ادّعا مىكرد كه خلافت حق شوهرش على است و ابوبكر را از مسندش پايين مىكشيد! ابوبكر هم نمىتوانست خود را معذور بدارد؛ زيرا قبلًا پذيرفته بود كه دختر پيغمبر در آنچه مىگويد راستگو است و نيازى به شاهد ندارد.» «٢» علاوه بر سخن «فارقى» مطلب اين بود كه اگر ارث فاطمه عليها السلام و فدك را به او مىدادند علويّون تقويت مىشدند و ممكن بود قدرتى كسب كنند كه خلافت را از آنها بستانند.
آزار فاطمه عليها السلام چنانكه قبلًا گفتيم فاطمه زهرا عليها السلام داراى مقام شامخ و بلندى نزد حضرت رسول صلى الله عليه و آله بود. تا حدّى كه خشنودى او را خشنودى خويش مىدانست و بارها به اصحاب سفارش مىكرد كه رضايت و خشنودى فاطمه عليها السلام را بهدست آورند امّا با كمال تعجّب و تأسف بايد گفت كه آنها نهتنها رضايت او را جلت نكردند بلكه با تمام وجود در خشمگين ساختن او تلاش كردند. به تعبير برخى از بزرگان اگر پيامبر سفارش كرده بود كه او را