زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٢
عرب از آنها زن به همسرى بگيرد و آنها از عرب زن نگيرند؛ عرب از آنها ارث ببرد و آنها از عرب ارث نبرند؛ مقرّرى و ارزاقشان را اندك بده؛ در جنگها جلو انداخته شوند تا راه هموار كنند و درختها را قطع كنند؛ احدى از آنها در نمازى بر عرب امامت نكند؛ در حضور عرب كسى از آنها در صف اوّل قرار نگيرد مگر آنكه (عرب اندك باشد و) صف را تكميل كنند؛ احدى از آنها را بر سرحدّى از سرحدّات يا شهرى از شهرها به ولايت مگمار؛ احدى از آنها سِمت قضاء را متصدّى نشود؛ و كسى از آنها حكم و فتوا ندهد؛ اين است سنّت و روش عمر در مورد آنها «١» چنانكه قبلًا گفتيم اين سياست، بيگانه از اسلام و منافى با احكام و شرايع آن بود كه عمر ابداع كرد. و احتمالًا خليفه از برخى علماى يهود و نصارى كه به او نزديك بودند اين خط مشى را گرفته بود زيرا او در بسيارى از مسائل حسّاس به امثال كعبالاحبار، عبدالله بن سلام و تميم دارى مراجعه مىنمود.
بههر حال سياست تبعيض نژادى خليفه دوّم در عصر امويان نيز دنبال شد و پيامدهاى بسيار مخرّبى از خود به جاى گذاشت.
البته عمر در روزهاى آخر حكومت خود از اين تبعيضاتى كه قائل شده بود پشيمان شد و اعلام كرد: «وَ انْ عِشْتُ هذِهِ السَّنَةِ ساوَيتُ بَيْنَ النَّاسِ فَلَمْ افْضَلْ احْمَرَ عَلى اسْوَدٍ، وَ لا عَرَبِيّاً عَلى عَجَمِىٍّ، وَ صَنَعْتُ كَما صَنَعَ رَسُولُ اللَّهِ وَ ابُوبَكْر.» «٢» امّا قبل از اصلاح اين وضع، كشته شد.