زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٧
رَأَوْا المَصْلَحةَ فى ذلِك». «١» صحابه اتّفاق كردند بر واگذاشتن بسيارى از نصوص و روايات، چون مصلحت را اينگونه تشخيص دادند.» البته مسلّم است كه ابن ابىالحديد على بن ابىطالب عليه السلام را جزء اين صحابه نمىداند چون معتقد است على عليه السلام متعبّد به نصّ بوده است.
مكتب خلفاء در توجيه اين عمل بهقدرى موفّق شد كه اجتهاد در مقابل بيانات و فرامين صريح پيامبر صلى الله عليه و آله از كرامتهاى صحابه شناخته شد. «٢» در اينجا لازم است درباره زمينههاى فكرى اين امر- اجتهاد در مقابل نصّ- كه ريشه بسيارى از بدعتها مىباشد به اختصار مطالبى را متذكّر شويم، تا خوانندگان گرامى از بدعتهاى فراوانى كه (در عصر خلفاء) پديد آمد تعجّب نكنند و بستر تاريخى سخن اباعبداللّه الحسين عليه السلام كه فرمود: «سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله از بين رفته و جاى آن را بدعت فرا گرفته است.» روشن گردد.
زمينههاى فكرىِ اجتهاد در مقابل نص ١- عدالت صحابه: مكتب خلفاء براى توجيه اعمال خلافِ اصحاب، به اكسيرى دست يافت كه با تمسّك به آن، افراد متخلّف با هر جُرم و خطايى قابل تبرئه بودند. و آن اكسير، اثبات عدالت براى همه اصحاب رسولاللّه صلى الله عليه و آله بود. «٣» ابن حجر در مقدّمه «الاصابة» مىنويسد: «اتَّفَقَ اهلُ السُّنَّةِ عَلى انَّ جَميعَ الْاصحابِ عُدُولٌ، وَ لَمْ يُخالِفْ فى ذلِكَ الَّا شُذُوذٌ مِنَ الْمُبْتَدِعَةِ ...» «٤» اهل سنّت و جماعت اتفاق دارند كه