زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٤
ب: دستور حكّام: حكّام براى توجيه كارهاى ناشايست خود و يا فضيلتسازى براى خويش و قبيله خود به جاعلين حديث پول مىدادند تا حديث جعل نمايند. چنان كه معاوية بن ابىسفيان به كارگزاران خود نوشت: به افرادى كه در فضيلت عثمان و مناقب او حديثى نقل كنند جايزه بدهيد و اسم وى و پدرش و بستگانش را در دفتر پرداخت حقوق ثبت كنيد. واليان معاويه اين كار را در حدّ وسيعى انجام دادند به اندازهاى كه در اين امر افراط كردند، لذا معاويه نوشت حديث درباره عثمان زياد شده است ديگر درباره او نگوييد بلكه درباره صحابه و خلفاى اوّلين، حديث بگوييد. هر فضيلتى كه درباره على بن ابىطالب گفته شده است مشابه آن را درباره صحابه و خلفا بگوييد.
ابن ابىالحديد پس از نقل اين مطلب مىگويد: جاعلين، احاديث خود را براى مردم مىخواندند و به بچهها آموزش مىدادند و همانند قرآن به آنها تعليم مىدادند.» «١» و همچنين مىنويسد: از آنجا كه احاديث ناب از ترس بنىاميّه كتمان شد، احاديث جعلى توسّط فقها و قاضيانى كه نسبت به حكّام ارادت داشتند جعل مىشد و هنگامى كه بهدست مسلمانان صادق مىرسيد بهعنوان احاديث صحيحه تلقّى مىگرديد و به آن عمل مىكردند. و اگر مىدانستند كه آنها جعلى است هرگز نمىپذيرفتند.» «٢» حاكمان براى تضعيف و تخريب شخصيت افراد يا قبايل مخالف نيز از جعل حديث استفاده مىكردند چنانكه معاويه در مورد اهل عراق و على بن ابىطالب عليه السلام و مخالفان ديگر از اين شيوه بهره گرفت.
اين سياست در زمان معاويه دنبال شد. و با شهادت امام حسين عليه السلام شدّت يافت امام سجّاد عليه السلام درباره اوضاع زمان خويش مىفرمايد:
«اللَّهُمَّ انَّ هذَا الْمَقامَ لِخُلَفائِكَ وَ اصْفِيائِكَ ... قَدْ ابْتَزُّوها ... حتَّى عادَ صَفْوَتُكَ، وَ خُلَفاؤُكَ مَغْلُوبينَ مَقْهُورينَ مُبْتَرّينَ، يَرَونَ حُكمَكَ مُبَدَّلًا، وَ كِتابَكَ مَنْبُوذاً، و