زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٢
سابق شد و جامعه اسلامى سرگردانى بيشترى پيدا كرد. و قيام حضرت اباعبداللّه الحسين عليه السلام در اين برهه از زمان و در اين شرايط براى نجات مسلمانان و بشريت از سرگردانى معنوى بود. «١» درباره فراموش شدن فرايض دينى، شافعى از وهب بن كيسان چنين نقل مىكند:
«وقتى ديدم ابن زبير اوّل نماز، سپس خطبه را ايراد كرد متوجّه شدم همه سنّتهاى رسول خدا صلى الله عليه و آله حتّى نماز دگرگون گشته است.» «٢» حسن بصرى مىگويد: «اگر پيامبر صلى الله عليه و آله به دنيا برگردد جز قبله چيز ديگرى از دينش نخواهد شناخت.» «٣» اين وضع در اواخر حكومت يزيد بهجايى رسيد كه مردم نهتنها احكام و معارف خود را نمىدانستند بلكه در كيفيت نماز و حجّ نيز دچار حيرت شدند. «٤» وقتى در مورد نماز و حج كه از اركان دين بهشمار مىرود و از ناحيه اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله و تابعين ترديد شود مىتوان آگاهى مردم را نسبت به بقيّه معارف اسلام حدس زد كه در چه وضع بدى قرار داشته است. ابن عباس مىگويد: «بالاى منبر از مردم بصره پرسيدم آيا صدقه روزه خود را پرداخت نمودهايد. آنها منظور مرا نفهميدند از شخصى كه اهل مدينه بود خواستم درباره زكات فطره به مردم توضيح دهد.» «٥» اين خلأ فرهنگى، زمينه بروز بسيارى از انحرافات فرهنگى را مهيّا ساخت كه به اختصار، آنها را مطرح مىكنيم.
جعل حديث با محدوديتى كه خلفاء در نقل حديث ايجاد كردند به غير از طريق اهل بيت عليهم السلام،