زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٥
جامعه نوپاى اسلامى پديد آمده بود به ظنّ خويش چارهانديشى كردند و مجدّداً چيزهايى كه قبل از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله رايج بود احيا نمودند. در اينجا آنچه را كه بهجاى سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله ترويج شد به اختصار مطرح مىكنيم. «١» ١- ترويج شعر: خليفه دوم براى جبران خلأى كه از جانب منع انتشار سنت نبوى متوجّه جامعه اسلامى شده بود، با تأكيد وافر به نشر و گسترش شعر سفارش مىكرد و شعرا را به اين امر ترغيب مىنمود. «٢» او مىگويد: «تَعَلَّمُوا الشِّعْرَ، فَانَّ فيه مَحاسِنُ تُبْتَغى، وَ مُساوِئُ تُتَّقى» «٣» در فراگيرى شعر كوشا باشيد كه در آن خوبيهايى استكه طالب آن هستيد و خالى از بديهائى است كه از آنها پرهيز مىكنيد. و عايشه آن را تأييد مىكند و مىگويد:
«عَلَيْكُمْ بِالشِّعْرِ، فَانَّهُ يَعْرِبُ الْسِنَتِكُمْ» «٤» ؛ شعر بياموزيد كه موجب فصاحت زبان شماست.
٢- نسبشناسى: خلفا بر خلاف كلام صريح پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود: «علم انساب سودمند نيست، زيرا عالمِ به آن، نفعى نمىبرد و جاهلِ به آن، ضررى نمىكند»، «٥» به ترويج نسبشناسى پرداختند. عمر بن خطاب حقوق لشكريان را بر اساس نژاد و قوم قبيله پرداخت مىكرد و مردم را به شناخت انساب خود دعوت مىنمود. و معاوية بن ابىسفيان به فرزندش يزيد، به جاى علم فقه، احكام و قرآن، نسبشناسى مىآموخت. «٦» ٣- علوم اهل كتاب: جايگزين ديگرى كه براى سنّت رسول خدا صلى الله عليه و آله بهوجود آمد علوم و معارف اهل كتاب بود كه توسط كعب الاحبار يهودى، وهب بن منبه و عبداللّه بن سلام ترويج مىشد. وارد شدن اسرائيليات به حوزه معارف اسلامى نيز عمدتاً به همين دليل، يعنى خلأ فرهنگى و زمينههاى سياسى اجتماعى عصر خلفا بوده است. «٧»