زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٦
مرحوم شيخ عباس قمى از طرق متعدد مسأله آتش زدن درِ منزل فاطمه عليها السلام و آسيب ديدن آن حضرت و سقط حملش را نقل نموده است. «١» بنابراين آنچه مسلّم است و اكثر منابع نقل كردهاند اين است كه عمر و همراهانش به منزل على عليه السلام هجوم آوردهاند و با اهانت و خشونت او را جهت بيعت كردن با ابوبكر بردهاند و فاطمه عليها السلام را به حدّى خشمگين ساختهاند كه سوگند ياد كرد كه با عاملان جنايت هرگز سخن نگويد. و به آنها فرمود: شكايت شما را به رسول خدا صلى الله عليه و آله خواهم گفت: ابن قتيبه مىگويد:
فاطمه زهرا عليها السلام به شيخين فرمود: «اگر حديثى از پدرم نقل كنم مىشناسيد؟ گفتند:
بله سپس فرمود: «آيا شما شنيديد از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه فرمود: خشنودى فاطمه، خشنودى من است و ناراحتى او ناراحتى من؛ پس كسى كه دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته است. و كسى كه موجب خشنودى او شود باعث خشنودى من شده است. و كسى كه او را خشمگين سازد مرا خشمناك ساخته است؟» گفتند: بله. سپس فرمود: «خدا و ملائكه الهى را گواه مىگيرم كه شما موجب خشم و ناراحتى من شديد و رضايت مرا جلب نكرديد و هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله را ملاقات نمايم شكايت شما را خواهم كرد.» «٢» چنانكه ابوبكر هنگام مرگ به عبدالرحمن گفت: «افسوس من براى از دست دادن چيزى از جهان نيست مگر اينكه دوست داشتم سه كار را كه انجام دادهام، انجام نداده بودم و سه كار را كه به جا نياوردم بهجا مىآوردم: اى كاش خانه فاطمه را براى هيچ چيز بازرسى نمىكردم هر چند درِ آن را براى نبرد با من مىبستند ... اى كاش فجاء سلمى «٣» را زنده نمىسوزاندم ... و اى كاش روزى كه در سقيفه بنىساعده آن وضعيت را به پا كردند من اين كار را به گردن يكى از آن دو عمر يا ابوعبيده مىانداختم. «٤»