زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٩
قرآن كريم درباره راسخ نبودن اعتقاد در اين افراد مىفرمايد:
«وَ لَوْ دُخِلَتْ عَلَيْهِمْ مِنْ اقْطارِها ثُمَّ سُئِلُوا الْفِتْنَةَ لَاتَوْها وَ ما تَلَبَّثُوا بِهآ الَّايَسيراً» «١» اگر دشمنان به خانههاى آنها هجوم مىآوردند و از آنها تقاضاى بازگشت به كفر و شرك مىكردند آنان مىپذيرفتند و جز مدت كوتاهى (براى انتخاب اين راه) درنگ نمىكردند.
مرحوم علّامه طباطبايى قدس سره مىفرمايد: اگر مشركان وارد خانه اينها شوند و از آنها بخواهند كه از دين برگردند، به آنها پاسخ مثبت مىدهند. همين مقدار كه درخواست را مطرح كنند، مىپذيرند آنان در دين استوار نيستند اگر سختى به آنها برسد مرتدّ مىشوند. «٢» و لذا منافقان به راحتى آنها را از جنگ منصرف، و از صف مؤمنان جدا مىكردند:
«قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقينَ مِنْكُمْ وَالْقائلينَ لِاخْوانِهِمْ هَلُمَّ الَيْنا وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ الَّاقَليلًا» «٣» خدا از حال آنانكه مردم را از جنگ مىترسانند و باز مىدارند و به برادران خود مىگويند با ما متّفق باشيد (و خود را از معركه بيرون كنيد) بهخوبى آگاه است و آنها (مردمى ضعيفند و) جز اندكى پيكار نمىكنند.
اكثر افرادى كه از روى طمع ايمان آوردند از مصاديق اين آيات مىباشند.
اين عناصر سست اعتقاد در مقاطع سرنوشتساز، ضربه مهلك به پيكر دين و اولياء خدا وارد نمودهاند. همين طايفه بودند كه به آسانى فرمايش پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله را درباره خلافت مولى الموحّدين على عليه السلام فراموش كردند و با منافقان كنار آمدند و در جواب على عليه السلام و همسرش عليها السلام گفتند: اگر زودتر آمده بودى، با تو بيعت مىكرديم و همينها بودند كه امام حسن عليه السلام را تنها گذاشتند و زمينه حاكميت معاوية بن ابى سفيان را هموار ساختند و همين گروه بودند كه در اثر تهديد «ابن زياد» شمشير به روى اباعبدالله الحسين عليه السلام كشيدند. و ...