زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٨
امام على عليه السلام در اين باره مىفرمايد:
«اگر قرار است عصبيّتى برقرار باشد اين عصبيّت در جهت كسب صفات عالى و انجام كارهاى شايسته و امور نيكو باشد ... و تعصّب را در جهت حفظ حقوق همسايه، وفاى به عهد و پيمان، كسب صفات و فضايل انسانى و دورى از فساد داشته باشيد. «١»» آنچه در عصر جاهليت مورد تعصّب رؤساى قبايل و افراد قبيله بود منافع فردى و گروهى آنها بود و هيچ معيار و ملاكى غير آن، پذيرفته نمىشد. نتيجه اين عصبيّت ناديده گرفتن حقوق ديگران و پذيرفته نشدن حق بوده است كه بسيارى از بدبختىهاى عصر جاهلى از اين باور غلط نشأت مىگرفت.
تعصّب قبيلهاى جامعه عصر جاهلى از آن جهت كه فاقد حكومت مركزى بود، تنها راهى كه مىتوانست تا حدّى حقوق افراد و قبايل را تأمين كند، انسجام درون گروهى و حميّت و تعصّب قبيلهاى آنها بود. افراد با شنيدن فرياد استغاثه يكى از افراد قبيله خويش و يا قبيله هم پيمان، به حمايت مىشتافتند و اين بدون در نظر گرفتن آن بود كه او ظالم است يا مظلوم. «٢» داشتن روح عصبيّت براى بقاى حيات آن جامعه مفيد بود، امّا وقتى اين روحيّه به جاى منطق و حق مىنشست مشكلات فراوانى را پديد مىآورد و انسانيّت آدمى را مخدوش مىساخت.
احمد امين مىنويسد: «عرب در عصر جاهلى از شعور بالايى برخوردار نبود كه منافع امّت عرب را مدّ نظر بگيرد، بلكه نهايت شعور و درك او دفاع از قبيله خودش بود.
... عرب فقط قبيله خودش را مدح مىكرد و از او حمايت مىكرد و محاسن او را مىگفت