زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٥
شماست نظر خود را در اين باره ابلاغ كن.» «١» ٢- شخصيّت معاويه عامل ديگرى كه مانع قيام امام حسين عليه السلام در دوران معاويه بود زرنگى و زيركى او در حلّ مسائل سياسى و اجتماعى و جايگاه دينى او در جامعه بود.
معاويه با گماشتن مأموران مخفى تمام حركات امام حسين عليه السلام را با دقّت كنترل مىكرد.
اگر حضرت عليه السلام در زمان او نهضت خود را آغاز مىكرد به احتمال قوىّ قبل از اينكه انقلاب او به جايى برسد و در جامعه مطرح شود آن حضرت عليه السلام را به شهادت مىرساند چنانكه امام حسن عليه السلام و مالك اشتر بهطور مرموز توسط معاويه به شهادت رسيدند.
و از سوى ديگر معاويه آدم ظاهرالصلاحى بود و هرگز علناً مرتكب خلاف نمىشد.
و سعى مىكرد به بدعتها و جنايتهاى خود رنگ دينى بدهد. چنانكه او براى مخالفت با على عليه السلام قتل عثمان را بهانه قرار داد و در جريان حكميت موقعيت خود را به نام دين محكم ساخت. لذا هرگونه مبارزه و جنگ با معاويه نه تنها شكست نظامى در پى داشت بلكه شكست اجتماعى و معنوى را نيز نزد مردمى كه چهره كريه معاويه را نمىشناختند بههمراه داشت. بنابراين قيام به نفع اسلام و مسلمانان نبود.
قرارداد صلح مانع ديگرى كه در دوران معاويه براى قيام وجود داشت پيمان صلحى بود كه معاويه با امام حسن عليه السلام بسته بود. گرچه معاويه از روز نخست احترامى به صلحنامه قايل نبود امّا هر موقع لازم مىديد از آن عليه اهل بيت عليهم السلام بهره مىگرفت. بعنوان نمونه نامه معاويه به امام حسين عليه السلام را مىتوان ذكر كرد. او وقتى متوجّه شد امام عليه السلام اقداماتى براى آمادگى مردم براى قيام بر ضد حكومت مىنمايد نوشت: «گزارش پارهاى از كارهاى تو به من رسيده