زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٣٠
تلاشهاى امام حسن عليه السلام پس از امضاى صلحنامه امام مجتبى عليه السلام پس از امضاى صلحنامه نيز با تمام وجود از حقّانيت اهل بيت عليهم السلام و اسلام ناب محمّدى صلى الله عليه و آله دفاع كرد. «١» امام عليه السلام پس از بيانات ديكتاتور مآبانه معاويه در كوفه، سخنرانى كرد. ضمن بيان حقّانيت خويش، ويژگىهاى يك حاكم جائر و ستمگر را بيان داشت و بهطور كنايه روش معاويه را ستمگرانه معرّفى نمود. امام عليه السلام فرمود:
«مردم! زيركترين زيركها فرد با تقوا و پرهيزكار، و بىخردترين بىخردان زشت كار و خيانتكار است. اگر شما بين جابلقا و جابرصا (شرق و غرب) بگرديد كسى كه جدّش رسول اللّه باشد جز من و برادرم حسين پيدا نخواهيد كرد.
مىدانيد كه خداوند شما را بهوسيله جدّم محمّد صلى الله عليه و آله هدايت كرد و از گمراهى نجات داد.
خوار بوديد عزيزتان كرد، و اندك بوديد افزونتان ساخت. و مىدانيد كه معاويه بر سر حقّى با من به نزاع پرداخته كه از آنِ من است نه او، ولى من مصلحت امّت را در نظر گرفتم. قرارداد صلح را پذيرفتم ... خليفه كسى است كه مطابق كتاب خدا و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله عمل مىكند، خليفه آن نيست كه با مردم رفتارى ستمگرانه داشته باشد. چنين شخصى پادشاهى و سلطنتى بهدست آورد. و مدت كوتاهى از آن بهرهبردارى مىكند سپس لذّتهاى آن از بين رفته و زحمتهايش بر جاى مىماند.» «٢» امام عليه السلام با اين بيانات فهماند كه كنارهگيرىاش به معناى استعفاى از خلافت و معرّفى جايگزين نيست، بلكه هنوز هم خود را محقّ مىداند، امّا بهخاطر مصالح مسلمانان از حق خود صرفنظر نموده است و تلويحاً ستمگرى معاويه را نيز بيان كرد.
امام حسن عليه السلام با انحرافاتى كه از ناحيه بنىاميّه ايجاد مىشد در حدّ توان مبارزه مىكرد؛ از جمله آنها، مبارزه حضرت عليه السلام با جبرگرايى است كه معاويه مروّج آن بود و