زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٢
الف- گستردگى انحرافات فرهنگى در اثر سياستهاى غلط فرهنگى و گسترش بدون برنامه حوزه اسلامى بهوسيله فتوحات، انحرافات عميق فرهنگى در جهان اسلام خودنمايى مىكرد.
مسلمانان علاوه بر ناآگاهى از مبانى دين اسلام، بسيارى از بدعتهاى خود را جزئى از اسلام مىدانستند و عدّهاى از عالم نماها حق تشريع و اجتهاد براى خويش قايل بودند.
سيره خلفا مخصوصاً سيره شيخين (ابوبكر و عمر) بهعنوان حجت شرعى تلقّى مىشد و احكام اسلام ناب محمّدى صلى الله عليه و آله معطّل مانده بود. مردم اسلام را به شكل دولتى و تابع دولت مىديدند و روح دينى در آنها ضعيف شده بود.
بنابراين احياء و مطرح كردن احكام قرآن و سنّت و اجراى آنها با معضلات جدّى روبهرو و نيازمند كار فرهنگى بود كه هم وقت زياد مىطلبيد و هم نيروى آگاه و مؤمن لازم داشت كه هيچ يك براى حضرت امير عليه السلام فراهم نشد. لذا با شهادت آن حضرت عليه السلام افراد رجعت طلب با استفاده از همين زمنيهها مجدّداً حاكميت را بهدست گرفتند. موارد عينى اين انحرافات را در عصر خلفا بررسى كرديم.
ب- تبعيض نژادى يكى از سنّتها غلطى كه خلفا از خود به جاى گذاشتند مسأله تبعيض نژادى بود.
وقتى على عليه السلام به حكومت رسيد اعلام فرمود:
«حضرت آدم نه غلام به دنيا آورده و نه كنيز، مردم همه آزادند ... اكنون مالى نزد من است و من آن را بهطور مساوى تقسيم خواهم كرد.»» و بين قريش و غير قريش فرقى قائل نبود و فرمود: «در كتاب خدا فرزندان اسماعيل بر اسحاق برترى ندارند» و در پاسخ اشعث كه به سياست مالى حضرت عليه السلام معترض بود، فرمود: «اگر فرقى بين بندگان خدا در تقسيم بيتالمال بگذارم از جاهلين خواهم بود.» «٢»