زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٢٠
لازم براى رهبرى اسلامى شمرد، و فرمود:
«با من آن سان كه با جبّاران و ستمگران سخن مىگويند سخن نگوييد. القاب پرطنطنه برايم بهكار نبريد. آن ملاحظهكارىها و موافقتهاى مصلحتى كه در برابر مستبدان اظهار مىدارند در برابر من اظهار مداريد با من به سبك سازشكارى معاشرت نكنيد! گمان مبريد كه اگر به حقّ سخنى به من گفته شود بر من سنگينى آيد. و يا از كسى بخواهم مرا تجليل و تعظيم كند ...» «١» تعهّد و تخصّص: امتياز ديگرى كه امام عليه السلام براى يك مدير ضرورى دانست تعهد و تخصّص بود. چنانكه در حكم فرماندارى مصر، به مالك اشتر نخعى چنين نوشت:
«... در وضع مُنشيان و كارمندانت دقّت كن و كارهايت را به بهترين آنها بسپار و نامههاى سرّى و نقشهها و طرحهاى مخفى خود را در اختيار كسى بگذار كه داراى اساسىترين اصول اخلاقى باشد! از كسانى كه موقعيّت و مقام آنها را مست و مغرور نسازد.» «٢» ٣- حكومت بر قلمرو فكرى: رهبر و حكمران جامعه اسلامى از ديدگاه حضرت على عليه السلام بايد بر يك مملكت فكرى حكومت كند كه عناصر ملّيت، نژاد، زبان و خاك در ايجاد يا تركيب آن سهمى ندارد. بلكه سازنده آن، اشتراكِ انسانها در عقايد و افكار و مبادى و عنايات انسانى معيّن است؛ و معيار و ملاك اصلى، تقواى الهى مىباشد.