زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٠٤
كعبالاحبار آرزويى كرد بلافاصله اجابت گرديد! حضرت عليه السلام از آرزوى كعب سؤال نمود گفتند او آرزو كرد نزد آگاهترين اصحاب محمّد صلى الله عليه و آله باشد تا سؤالاتى نمايد كه احدى در روى زمين به آنها آگاهى ندارد. امام على عليه السلام نشست و فرمود: «هاتِ يا كَعْبُ مَسائِلكَ» (اى كعب سؤالات خود را مطرح كن.)
كعب گفت: يا ابالحسن اوّلين درختى كه روى زمين روييد كدام درخت است؟
حضرت پاسخ داد: در نظر شما يا در نظر ما؟ گفت: هر دو را بيان كن. فرمود: به گمان شما اوّلين درخت، آن درختى بود كه كشتى نوح از آن ساخته شد. كه اين دروغ است.
اوّلين درخت آن نخلى بود كه خداوند متعال همراه حضرت آدم از بهشت فرود آورد تا «آدم» از خرماى آن بخورد و در سايهاش استراحت كند.
كعب پرسيد: اوّلين چشمهاى كه در روى زمين جارى شد كدام چشمه بود؟
حضرت عليه السلام فرمود: بهنظر شما چشمهاى است كه در صخره بيتالمقدّس جوشيد.
لكن اين سخن باطلى است. اوّلين چشمه، چشمهاى بود كه حضرت خضر از آن نوشيد و در دنيا باقى ماند. كعب پرسيد: يا ابالحسن از كسى كه پدر نداشت و از كسى كه قبيله نداشت و از جايى كه قبله ندارد ما را آگاه ساز.
حضرت عليه السلام فرمود: كسى كه پدر نداشت عيسى بن مريم عليه السلام بود، و شخصى كه فاميل و قبيله نداشت حضرت آدم بود و جايى كه قبله ندارد بيتالله الحرام است كه خود قبله است و قبله ندارد.
كعب پرسيد: يا ابالحسن يك سؤال ديگر هست كه اگر پاسخ دهى مىدانم كه تو خودت هستى. (يعنى تو خليفه پيامبرى). بگو كدام شخص بود كه قبرش، او را حركتمىداد؟
حضرت عليه السلام فرمود: آن شخص يونس بن متّى بود كه خداوند متعال در شكم ماهى او را زندانى ساخته بود. «١»