زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٩
به عثمان پيشنهاد شد، قبول كرد. مجدّداً به على عليه السلام گفتند. حضرت عليه السلام قول سابق خود را تكرار كرد و در نتيجه عثمان انتخاب شد.
اگر امام يك سياستمدار، بدون اصول مشخّص و مقدّس بود مىبايست ظاهراً در جلسه قبول كند و پس از اينكه زمام قدرت را بهدست گرفت نفى نمايد. امّا محال است على عليه السلام براى رسيدن به هدف از دروغ استفاده كند.
نبستن آب بهروى دشمن: در جنگ صفّين وقتى معاويه بر كرانههاى فرات مسلّط شد آب را به روى سپاهيان على عليه السلام بست و پيشنهاد حضرت را براى مذاكره قبول نكرد.
امّا هنگامى كه سپاهيان حضرت عليه السلام قهرمانانه كرانهها را در اختيار گرفتند و على عليه السلام بر فرات مسلّط شد آب را به روى سپاه معاويه نبست؛ زيرا اين عمل را خلاف سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و خلاف شهامت و فتوّت مىدانست. و پيروزى را از راه صحيح و مجاز طلبمىكرد.
همچنين وقتى امام حسين عليه السلام با سپاه تشنه حرّ بن يزيد رياحى برخورد كرد به اصحاب خود دستور داد: آبهايى كه در اختيار داريد به سپاهيان حرّ بدهيد. حتّى حيوانات آنها را نيز سيراب كردند. درحالى كه مىتوانستند با محاصره، آنان را از تشنگى هلاك سازند و سپاه حرّ را نابود كنند.
برخورد منفى ائمه عليهم السلام با بسيارى از قيامها و سردمداران آنها نيز از همين قبيل مىباشد. گر چه آنها نيز دشمن امامان را هدف قرار مىدادند، اما چون در خط قرآن و ولايت نبودند، امامان عليهم السلام، آنان را از خود طرد مىكردند. بنابراين سنّت و سيره ائمه عليهم السلام اين بود كه از وسايل نامشروع براى رسيدن به حق بهره نگيرند.
ب- عدم مداهنه و سازش با منافقان و مشركان ائمه عليهم السلام براى تربيت مردم و حفظ دين، گاهى با آنان مدارا مىكردند امّا مداهنه و سازش هرگز در كارشان وجود نداشت. زيرا مدارا يعنى صرف نظر كردن از دنيا و مقام خود براى اصلاح دين و دنياى مردم، امّا سازش و مداهنه، يعنى صرف نظر كردن از گوشهاى از برنامههاى دين و مكتب براى حفظ خود و يا رسيدن به مقام. مداهنه يعنى