زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨٢
شهيد مطهّرى مىنويسد: «فرزدق نظر عامّه را گفت، عامّهاى كه محكوم روش كبرا و رؤسا بودند و از خود ارادهاى نداشتند ولى «مجمع بن عبيد»، بين اشراف بىايمان و عامّه ضعيفِ مقلّد، فرق گذاشت. «مجمع بن عبيد» گفت: «اشراف بهخاطر رشوههايى كه گرفتهاند همه عليه تو هستند امّا ساير مردم دلهايشان مايل به شماست و شمشيرهايشان فردا عليه شما كشيده خواهد شد.» «١» اساساً يكى از علل جاودانه شدن قيام سالار شهيدان درخشش آن در اين محيط رعب و وحشتى بود كه بنىاميّه ايجاد كرده بودند. قيام امام عليه السلام اميدى بود در ميان يأسها و نااميدىهاى مطلق؛ حركتى بود در ميان سكونها و ندايى بود در سكوت مرگبار. تلاشى بود براى نجات بشريت از چنگال عفريت جهل و ضلالت و هيولاى ظلم و استبداد و استثمار؛ «وَ بَذَلَ مُهْجَتَه فيكَ لِيَسْتَنْقِذَ عِبادَكَ مِنَالْجَهالَةِ وَ حَيْرَةِ الضَّلالَة» «٢» . [امام حسين عليه السلام] خون قلبش را در راه خدا نثار كرد تا بندگان خدا را از جهل و سرگردانى در وادى حيرت نجات دهد.
رجعت همهجانبه ارزشهاى جاهلى چنانكه از فرمايشات امام حسين عليه السلام در موارد مختلف استنباط مىشود و كتابهاى تاريخ نيز آن را تأييد مىكند، جامعه عصر يزيد از جهات مختلف به عقب برگشته بود.
امام عليه السلام هرگز از گناهان و كارهاى نارواى كوچكى كه ميان عامّه مردم شايع بود سخن نگفت بلكه از تغيير رويههاى سياسى، فرهنگى و اقتصادى و بازگشت آنها از حالت اسلامى به حالت جاهلى شِكوه مىكرد. حتى اگر گروه بىشمارى از مردم به قانون اسلام عمل نمىكردند باز نمىتوانست چنان شرايط و اوضاع ناگوارى به وجود بياورد كه ولىّ خدا و حجت حق را به ستوه آورده و آرزومند شهادت سازد. آنچه تأثّر فرزند رسول خدا را برمىانگيخت، ترك سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و قرآن كريم در تمام شؤون فردى و اجتماعى بود