زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٨١
بودند و بسيارى از آنها در فقر و فلاكت مادّى و معنوى بهسر مىبردند لذا وقتى كه مردم كوفه مطّلع شدند امام حسين عليه السلام بر ضد دستگاه اموى قيام نموده است سيل نامهها بهسوى مكّه روانه شد و از امام حسين عليه السلام خواستند تا اوضاع پريشان آنان را سامان دهد.
امّا دلبستگى مردم به دنيا و اختناقى كه حزب اموى ايجاد كرده بود مانع فداكارى و ايستادگى آنان در مقابل ستمگران شد. چنانكه امام حسين عليه السلام در مورد آن مردم فرمود:
«النَّاسُ عَبيدُ الدُّنيا وَالدِّينُ لَعِقٌ عَلى الْسِنَتِهِم يَحُوطُونَهُ ما دَرَّتْ مَعايِشُهُمْ فَاذا مُحِصُّوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّيَّانُونَ» «١» مردم بندگان دنيا مىباشند و دين لقلقه زبانشان، حمايت و پشتيبانيشان از دين تا آنجا است كه زندگىشان در رفاه است و آنگاه كه در بوته امتحان قرار گرفتند دينداران كم خواهند بود.
و در بيان ديگرى خطاب به اشراف كوفه نوشت:
«اگر بيعت شكنى و نقض بيعت كنيد، به جانم سوگند كه، اين نخستين بار نيست كه چنين ننگى را مرتكب مىشويد، زيرا شما با پدر و برادرم و پسر عمويم مسلم بن عقيل نيز چنين بىوفايى كرديد. فريب خورده كسى است كه به وعدههاى پوچ شما دل ببندد. شما با اين سستى و ترس، خود را بدبخت كرديد، و بهره خود را ضايع نموديد. «٢» چنانكه از سخنان و بيانات امام حسين عليه السلام فهميده مىشود، مردم در عين حالى كه گرفتار تبعيضها و بىعدالتىهاى حزب اموى بودند جرأت قيام نداشتند. و ظلم و ستم آنان را تحمّل مىكردند.
به همين جهت فرزدق به امام عليه السلام گفت: «قُلُوبُ النَّاسِ مَعَكَ وَ سُيُوفُهُمْ مَعَ بَنى اميّة» «٣» مردم دلهايشان با تو است و شمشيرهايشان با بنىاميّه و عليه تو!»