زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٩
بنىاميّه عدّهاى را با تطميع و جماعتى را با تهديد، مطيع خود ساخته بودند. خواصّ امّت در مقابل ستم ستمكاران سكوت كرده؛ و عوام امّت هر يك به طريقى گرفتار بدبختى و تباهى شده بودند. درحالى كه سنّت پيغمبر صلى الله عليه و آله يكى بعد از ديگرى از بين مىرفت، كسى فرياد نمىكشيد و امر به معروف و نهى از منكر در جامعه اسلامى تعطيل شده بود؛ سرسپردگى به دنيا فخر شمرده مىشد؛ ارزشهاى دينى و معنوى رنگ باخته بودند، اولياء خدا در رنج و شكنجه گرفتار آمده بودند؛ فقر و بىچيزى، جماعتى از خلق را به ستوه آورده بود؛ سنّتهاى جاهلى بار ديگر در جامعه اسلامى رخ مىنمود و جماعتى به احياى آن سنّتها فخر مىفروختند. حكّام با هوسبازى و خودخواهى در منجلاب سلطنت غوطه مىخوردند و در برابر خداى متعال گستاخى مىكردند. فحشا و منكرات آشكارا انجام مىگرفت؛ حتى در مقدّسترين شهرها استعمال آلات لهو و لعب و شرابخوارى رواج يافته بود. بهترين گواه و سند براى بررسى جامعه آن عصر، نامهها و بيانات نورانى اهل بيت عليهم السلام مخصوصاً امام حسين عليه السلام مىباشد. كه برخى از آنها را در مباحث قبل ذكر كرديم.
دنياگرايى خواص از بيانات امام حسين عليه السلام استفاده مىشود كه خواصّ در اثر گرايش به دنيا، وظايف دينى خود را فراموش كرده و هر يك به نحوى در خدمت بنىاميّه بودند.
بنىاميّه با استخدام همين خواص توانست به حكومت خود وجه قانونى و شرعى بدهد و هر ستمى را در حق مردم روا دارد و اسلام را دگرگون نمايد.
انحرافات دينى كه معاويه ايجاد كرد و بدعتهاى فراوانى كه در دين بهوجود آورد عمدتاً با همدستى علماء دربارى و دانشمندان مزدور بود. حتّى مجوّز قتل فرزند پيغمبر صلى الله عليه و آله را نيز آنان صادر كردند. امام حسين عليه السلام در خطبهاى كه براى خواصّ در «منا» ايراد فرمود از منبرىهاى مزدور نيز نام برد. «١» اگر متنفّذين در كوفه از مسلم بن عقيل