زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٦٦
فهميدم.
اى معاويه تو يزيد را چنان توصيف كردهاى كه گويا شخصى را مىخواهى معرّفى كنى كه زندگى او بر مردم پوشيده است، و يا از غايبى خبر مىدهى كه مردم او را نديدهاند و يا در اين مورد فقط تو علم و اطلاع بهدست آوردهاى! نه، يزيد آن چنان كه بايد، خود را نشان داده و باطن خود را آشكار ساخته است. يزيد جوان سگباز و كبوترباز و بلهوسى است كه عمرش با ساز و آواز و خوشگذرانى سپرى مىشود. يزيد را اين گونه معرّفى كن و اين تلاشهاى بىثمر را كنار بگذار.
گناهانى كه تاكنون درباره اين امت بر دوش خود بار كردهاى بس است، كارى نكن كه هنگام ملاقات پروردگار بار گناهانت از اين سنگينتر باشد! تو آنقدر به روش باطل و ستمگرانه خود ادامه دادى و با بيخردى مرتكب ظلم شدى كه كاسه صبر مردم را لبريز نمودى » «١» معاويه كسى را براى خلافت معرّفى كرد كه سراپا غرق در فساد بود. عبدالله بن حنظله غسيل الملائكه بعد از آنكه از سفر شام برگشت به مردم گفت: در شام نماندم زيرا ترسيدم از آسمان سنگ ببارد!» وى با پسرانش بر عليه يزيد قيام كرد و كشته شد. او درباره مبارزه خودش با يزيد گفت: سوگند به خدا من خروج نكردم مگر اينكه مىترسم از آسمان سنگباران شوم چون يزيد مردى است كه شراب مىنوشد و نماز را رها كرده است. «٢» معاويه با تعيين جانشين براى خود، به غصب خلافت اسلامى قانع نشد و آن را به سلطنت تبديل كرد و با احياء سنن جاهلى، اصول اسلامى و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله را زير پا نهاد. (اين موضوع در بخش زمينههاى سياسى بهطور مفصّل بحث خواهد شد).