زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٠
غير قريش و مهاجران برتر از انصار و ... لغو گردد. و هرگونه تبعيض را خلاف دين اسلام دانست و فرمود: اگر اموال بيتالمال كابين زنان نيز شده باشد بايد پس گرفته شود براى اينكه حق با گذشت زمان باطل نمىشود.
و همچنين فرمود: «ستمديدگانى كه در نظرها ذليل و پست هستند از نظر من عزيز و محترمند تا حقّشان را بگيرم و نيرومندان ستمگر در نظر من حقير و پستند تا حق را از آنها بستانم. و در برابر فرمان خدا راضى و تسليم امر او هستيم.» «١» على عليه السلام واليانى را كه از شايستگى كافى برخوردار نبودند نيز عزل نمود. و افراد متّقى و با كفايت را جايگزين آنها كرد.
سياستهاى اصلاحى على عليه السلام موجب رنجش دنياطلبها گرديد و عدالت او سبب گشت اشراف و حكّام ناصالح به معاويه گرايش يابند.
بهعنوان نمونه مىتوان روگردانى طلحة و زبير را نام برد. كه از عدالت و اصلاحات على عليه السلام رنجيدند و با همراهى حزب اموى اوّلين جنگ داخلى را بهوجود آوردند و معاوية بن ابوسفيان از فرصت بهره گرفت و جنگ صفين را پديد آورد. او با مكر و فريب، در بين طرفداران على عليه السلام اختلاف ايجاد كرد و زمينه پيدايش خوارج و جنگ نهروان را آماده ساخت و جنگهاى داخلى از آن جهت كه در ٤٥ سال گذشته (در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و خلفا) بىسابقه بود و مواهب مادّى جنگ با كفّار را دربرنداشت. موجب شد جنگجويان مسلمان خستگى و دلمردگى پيدا كنند. تا آنجا كه بيشتر مردم اندك اندك از على عليه السلام فاصله گرفتند. زيرا اكثريت آنان از درك و منطق قوى و درست عاجز بودند. اين آزردگى را در خطبههاى شكايتآميز امام عليه السلام كه پس از جنگ صفين خوانده، مشهود است. در روزهاى آخر على عليه السلام وقتى مردم را به جنگ با معاويه دعوت مىكرد كمتر دور او جمع مىشدند. و معاويه چون اين زمينهها را مىديد بُسر بن ارطاة را به نابودى