زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢٢
ابوسفيان همراه همسرش و سه فرزندش حنظله، عمرو و معاويه در جنگ بدر حضور داشتند كه حنظله بهدست على عليه السلام كشته شد و عمرو اسير گرديد و معاويه از ميدان جنگ گريخت. «١» خاندان ابوسفيان گرچه ظاهراً اسلام را پذيرفتند امّا هرگز ايمان واقعى به حضرت رسول صلى الله عليه و آله نياوردند. روايات متعددى در ذمّ ابوسفيان نقل شده است. از جمله حديثى است كه از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت كردهاند كه آن حضرت صلى الله عليه و آله ديد ابوسفيان بر الاغى سوار است، درحالى كه معاويه از پشت سر و عتبه پسر ديگرش از جلوى مركب، حركت مىكنند. فرمود:
«لَعَنَ اللَّهُ الرَّاكِبَ، وَالْقائِدَ وَالسَّائِقَ» «٢» خدا لعنت كند آن را كه سوار است و آنكه زمام مركب را گرفته و آنكه آن را مىراند.
در مورد نفاق اين خاندان حكايات و روايات زيادى نقل شده است امّا در عدم ايمان آنها جمله معروف ابىسفيان كفايت مىكند كه در روز بيعت عثمان و آغاز حكومت بنىاميّه. گفت: «اى فرزندان عبد شمس! اين حكومت را بگيريد و رياست را همانند گوى دست به دست هم دهيد. پس سوگند به خدا بهشت و جهنّمى وجود ندارد.» «٣» در نقل ديگر است كه گفت: قسم به آن كسى كه ابوسفيان به آن سوگند مىخورد (نه قسم به الله) نه بهشتى وجود دارد و نه جهنّمى.» «٤» و همچنين ابوسفيان وقتى بلال را ديد كه در مسجدالحرام اذان مىگويد و بانگش به «اشْهَدُ انَّ مُحمَّداً رَسُولُ اللّهِ» بلند است. گفت: خدا عتبه را خوشبخت ساخت كه اين روز را نديد. «٥» ابوسفيان پس از به خلافت رسيدن عثمان بر سر قبر حضرت حمزه رفت و با پاى