زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٩
زنده بود با وى سخن نگفت. «١» فاطمه عليها السلام كه از كار ابوبكر سخت ناراحت شده بود با عدّهاى از زنان بنىهاشم براى اعتراض وارد بر ابوبكر شد. ابوبكر در مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله در ميان اصحاب نشسته بود.
فاطمه عليها السلام در پشت پرده ناله جانكاهى از دل برآورد بهطورى كه حضّار گريستند. آنگاه فاطمه عليها السلام خطابهاى ايراد نمود. از سخنان او چنان مردم منقلب شدند و به هيجان آمدند كه اگر سياست كوبنده آن روزگار نبود تاريخ به نحو ديگرى ورق مىخورد. حضرت زهرا عليها السلام با براهين مختلف حق خود را اثبات نمود و هرگونه بهانهاى را از دست مخالفان گرفت. «٢» فاطمه زهرا عليها السلام خطاب به ابوبكر فرمود: «آيا از روى عمد كتاب خدا را ترك گفتيد و آن را پشت سر نهاديد؟ زيرا قرآن مىفرمايد: «وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ» سليمان از داود ارث برد، و در داستان زكريّا از زبان وى مىفرمايد: «خدايا پسرى به من موهبت كن كه از من و آل يعقوب ارث ببرد. و او را پسنديده گردان.» و همچنين در قرآن آمده است: «خويشان بعضى نسبت به بعض ديگر در كتاب خداوند حقّ تقدّم دارند.» و مىفرمايد: «خدا به شما درباره فرزندانتان توصيه مىكند كه به هنگام تقسيم ارث پسر را دو برابر دختر محاسبه كنيد. و سپس فرمود: آيا خداوند شما را به آيهاى اختصاص داده كه پدر مرا از آن خارج نموده است؟ يا مىپنداريد كه شما به عام و خاص قرآن از پدر من و پسر عمّم على آگاهتريد؟! آيا مىگوييد: ما پيروان دو دين هستيم و از هم ارث نمىبريم؟» «٣» بهراستى آيا دختر رسول خدا شايسته اين چنين ستمى بود؟