زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٩٦
پيامبر صلى الله عليه و آله از زمان نزول اين آيه شريفه تا آخرين روزهاى حياتش بخشى از زكات را به كسانى كه مىبايست دلهايشان جلب شود (مؤلّفة قلوبهم) مىپرداخت. اينها چند دسته بودند: عدّهاى از اشراف عرب كه پيغمبر سهمى به آنها پرداخت مىكرد تا مسلمان شوند. عدّهاى ديگر كسانى بودند كه اسلام آورده بودند ولى نيّات ضعيفى داشتند و لازم بود ايمان آنها با بخشش محكم شود. «١» هنگامىكه ابوبكر به خلافت رسيد اين گروهها براى دريافت سهم خود، همانند زمان پيغمبر نزد وى رفتند. او نيز دستور داد سهم آنها را پرداخت نمايند. امّا وقتى فرمان ابوبكر را به عمر نشان دادند عمر آن را پاره كرد و گفت ما نيازى به شما نداريم. يا اسلام مىآوريد و يا پاسخ شما را با شمشير مىدهيم! آنها نزد ابوبكر برگشتند و گفتند: تو خليفه هستى يا عمر؟ ابو بكر گفت: «بهخواست خدا او خليفه است.» و كار عمر را تأييد كرد. «٢» به قول دكتر تيجانى عجيب اين است كه عدّهاى از اهل سنّت اين بدعت و اجتهاد عمر، در مقابل كتاب خدا و سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله را مورد ستايش قرار دادهاند و از عمل خلاف او دفاع كردهاند. «٣»