زمينههاى قيام امام حسين(ع)(ج1) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٠
خود سنّت است همانطور كه پيامبر اجتهاد مىكرد و فتوا مىداد آنها نيز براساس اجتهاد فتوا دادهاند. مؤيّد اين مطلب سخن عبدالرّحمن بن عوف در شوراى شش نفره مىباشد كه به على عليه السلام گفت اگر قبول كنى به كتاب خدا و سنت پيامبر صلى الله عليه و آله و سيره شيخين عمل كنى با تو بيعت مىكنيم حضرت عليه السلام پيشنهاد او را قبول نكرد و فرمود: «اسيرُ فيكُمْ بِكِتابِ اللَّهِ وَ سُنَّةَ نَبِيِّهِ ما اسْتَطَعْتُ» «١» امّا عثمان پيشنهاد عبدالرحمن را پذيرفت.
و هنگامى كه عثمان خلافت را بهدست گرفت گفت: حقّى كه شما به گردن من داريد اينست كه به كتاب خدا، سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله، آنچه كه اصحاب بر آن اجتماع كردند و چيزهايى كه اهل خير سنّت خواهند شمرد عمل كنم. «٢» از سوى ديگر عصمت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله را مخدوش نمودند. و گفتند ممكن است در واقعهاى پيامبر صلى الله عليه و آله در اجتهاد خود دچار خطا يا دچار فراموشى شود و اصحاب آنرا تصحيح كنند همانطور كه در جريان جنگ بدر و فديه گرفتن از اسرا و آيه حجاب، عمر كار پيامبر صلى الله عليه و آله را اصلاح كرد. «٣» خلفا با اين شگرد توانستند در احكام الهى دخل و تصرّف كنند و كتاب و سنّت را براساس مصالح شخصى توجيه؛ و آشكارا با آنها مخالفت نمايند.
با توجّه به اين مطالب، بدعتهايى كه از ناحيه حكّام در اسلام بهوجود آمد و اسلام را دگرگون ساخت چندان دور از انتظار نيست.